خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

بأی ذنب؟

يكشنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۳، ۱۱:۲۹ ب.ظ

این روزها اتفاقاتی که در فلسطین می‌افتد برای من یادآور یک سؤال همیشگی است: آیا می‌توان برای قصاص جان بیگناهان، بیگناهان دیگری را کشت؟ جواب این سؤال آنقدرها که فکر می‌کنید آسان نیست. حتی حکومت‌های مدعی دین و اخلاق هم از این کار روگردان نیستند، چه برسد به اسرائیل.

به راستی مشخص نیست آن سه نوجوان اسرائیلی را چه کسانی کشته‌اند و حتی اگر فلسطینی‌ها کشته باشندشان، آیا این مجوزی برای این حمله گسترده و کشتن بیش از صد و شصت نفر تا کنون که بسیاری از آنها غیر نظامی و زن و کودک بوده‌اند می‌شود؟

اسرائیل سالهاست که غیرنظامیان فلسطینی را می‌کشد اگر سه نوجوان اسرائیلی کشته شده‌اند چندصد کودک فلسطینی هم کشته شده‌اند، اما این چه منطقی است که چون چند بیگناه از این طرف کشته شده است پس ما هم بیگناهانی از طرف شما را می‌کشیم؟ این آیا چیزی غیر از رفتار بدون منطق دوران پیش از تمدن نیست؟

این بلاگ محل بحث‌های سیاسی نیست و من هم درباره سیاست نمی‌نویسم این درباره انسان‌های بی‌گناهی است که می‌میرند، آسیب می‌کشند و رنج می‌برند انسان‌هایی که حتی یکی از آنها هم فی‌نفسه صاحب ارزش است. آنهایی که حق یک زندگی آرام و در امنیت را دارند چیزی که از آنها سلب شده است.

  • ۹۳/۰۴/۲۲

نظرات (۳)

نمی‌دانم این‌همه ارفاق و اغماضی که از طرف کشورهای غربی و آمریکا نسبت به نقض حقوق بشر و جنایات فاجعه‌بار رژیم اسرائیل انجام می‌گیرد با چه توجیهی است. ظاهراً و این‌طور که گفته می‌شود عذاب وجدان جمعی اروپایی‌ها به خاطر فجایع یهودکشی نازی‌های آلمان هیتلری در جنگ جهانی دوم موجبات این‌همه هواداری از رژیم اسرائیل به عنوان حکومت یهودیان را فراهم کرده، ولی معلوم نیست که جنایاتی که این رژیم مرتکب می‌شود چرا وجدان جمعی مدّعیان را تحریک نمی‌کند و عذاب نمی‌دهد؟! آیا طولانی شدن کشمکش و تجاوز و جنایت در بازه‌ی زمانی چند دهه‌ای باعث کرخت شدن وجدان جمعی در برابر این زخم کهنه و عمیق شده؟! تا جایی که حتّی متأسفانه گاهی بعضی از هم‌وطنان خود ما هم به جای یک هم‌دلی زبانی حدّاقلی طوری به قضیه نگاه می‌کنند که انگار آوارگی و بی‌خانمانی و کشته شدن سهم مردم ستم‌دیده‌ی فلسطین و روزی مقدّر آن‌ها بوده است.
جواب سؤالی که مطرح کردی هرچند برای دولت‌ها و حتّی حکومت‌های مدّعی دین و اخلاق آسان نباشد، ولی از نظر من یک پاسخ قاطع منفی  بیش‌تر ندارد.
مجی عزیز! به نکته ظریفی اشاره کردی تکرار فراوان این اخبار عملا سبب می‌شود تا حساسیت‌ها از میان بروند و به تعبیر تو کرخت شدن وجدان عمومی پدید آید
اتفاقا این یکی از موارد بحث من با دیگران در ایام جنگ بوسنی بود. من به اخبار جنگ و خشونت گوش نمی‌کردم و کانال را عوض می‌کردم و در برابر اعتراض دیگران همین حرف را می‌زدم می‌گفتم این همه بمباران خبری عملا سبب می‌شود تا حساسیت جمعی نسبت به ان اتفاق کاهش یابد 
این دیدگاه را درباره نشان دادن عکس جنازه شهدای جنگ هم داشتم و شدیدا با این کار مخالف بودم این عادی کردن خشونت جنگ است نه بسط فرهنگ شهادت

من نمی دانم این چه دنیایی است که در ان کشتن انسانها عادی شده است. حقیقتا درک نمی کنم که این حقوق بشر چیست. چطور این حق طبیعی به ابزاری برای قدرتهای بزرگ تبدیل شده. شرم آور تر اظهارت دبیرکل سازمان ملل و رئیس جمهور امریکاست که این ادم کشی را دفاع از خود می دانند.

واقعا از این اسرائیل حالم بهم می خوره مخصوصا انتشار تصاویری از سوت و کف مردم اسرائیل از تماشای بمبمارن غزه.

انگار میدان گلادیاتوری یا گاوبازی است که یه عده ادم یا گاو دارن کشته می شن و تماشاگران سوت و کف می زنند.

باور کنید صحنه اعدام صدام هم برای من دردناک بود و دلم به حالش سوخت. نمی دانم این یهودیا چی فکر می کنن که از بمبماران زنان و کودکان فلسطین خوشحال میشوند و سوت و کف می زنند.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی