webgardi 1
پیش از این وعده کرده بودم که هفتهای یک بار مطلبی تحت عنوان الغزارشات الاسبوعیه بنویسم. فکر میکنم دو باری نوشتم، ولی نشد که ادامه یابد. شاید به دلیل آنکه برنامهای پشت آن بود و مرا با برنامه چه کار و شاید از باب اینکه مدتی است دست و دلم به طنز نمیرود و این هم شاید از باب آنکه رخدادها تلخ تر از آناند که به طنز در آیند و یا آنکه در حدودی هستند که به آنها نزدیک نتوان شد.
در هر حال از آن گذشتم. اکنون به این فکر می کنم که به جای گزارش از رخدادها از وبگردیهایم گزارش بدهم. شاید مطلبی که به نظر من جالب بیاید توجه شما را هم جلب کند. شاید هنوز امیدی هم باشد که فشن و مجی عزیز هم تجربههای وبی خود را با من به اشتراک بگذارند.
گر چه پیرم، آرزوهایم نو اند
منتظر بهر گزارش از تو اند
1- اکنون یکصد سال از آغاز جنگ جهانی اول گذشته است و نوشتههای متعددی در اینباره در وب فارسی دیده میشود. با آنکه این موضوع مورد علاقه من نیست لیکن چند مطلبی در مورد آن خواندهام از جمله مطلبی از آقای قاعد! کاری به اصل مطلب ندارم چون شما خودتان میتوانید آن را در آدرس ایشان ببینید. اکنون تنها عبارتی از آن نوشته را برای شما نقل میکنم که شایان تامل است:
«[حاکمان اروپایی] مصمم و خیالباف بودند اما قدرت تخیل کافی نداشتند. تخیل صِرفاً مترادف خیالبافی نیست؛ به معنی تدبیر و گسترش میدان احتمالها هم هست.»
2- گاه مشغول یک بازی آنلاین میشوم که افرادی از سراسر جهان در آن مشغول بازی اند. قسمتی از این بازی اختصاص به نوشتههای افراد و غالبا کری خوانی دارد و طبق معمول هموطنان ما در آن مشغول فحاشی و استفاده از الفاظ رکیکاند. نمیدانم این چه خصوصیتی است که تا میبینیم ناشناسیم کنترل دهانمان از دست میرود؟
3- این مطلب درباره عشق هم بد نبود. گفتم شما هم ببینید
میبخشید میخواستم به قندشکن نیاز نداشته باشید میخکوبش کردم.
- ۹۳/۰۵/۱۴
بریدهی جالبی از نوشتهی آقای قاعد! انتخاب کردی.
مطلب آقای حنایی رو هم خوب میخکوب کردی! (هرچند مشکلی از باب قندشکن نداریم!) واقعاً حکایت جالبی بود اندر مقامات عشق.