خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

تهرانآمدنیدیگر

پنجشنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۳، ۱۰:۳۴ ب.ظ

دوباره زمان کوتاهی به تهران آمدم و طبق معمول باید فشن را مدح بگویم 

هست تهران اگر چه گرم، ولی

نیست مانند دفعه پیشین

چه نیازی به ذکر علت آن؟ 

بازگشته به پایتخت فشین


نیست اما چو فرصت دیدار

می فرستم ز راه دور سلام

می زنم زنگی ای مجی اما

جای دیدار کی گرفت کلام؟ 


یادم افتاد که شب قبلش

بازی اتلتیکو بود و رئال

کردم این را بهانه و گفتم

چه شد آخر نتیجه فوتبال؟ 


بعد از آن گفتم از قرپخانه

اینکه هم تلخ بود و هم جالب

حرف پیچید سمت رسم و رسوم

شد فضای پژوهشی غالب


دلم از لطف صحبت او 

در همان ده دقیقه شد سیراب

آنکه با اوست کل روز چطور؟ 

بی گمان کیسمی است غرق در آب

  • ۹۳/۰۵/۳۰

نظرات (۳)

مدایح تو همه شیرین است و دلنواز و البته این مصرعش بیش از همه پاسخ من به تو است:

جای دیدار کی گرفت کلام؟

یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض

پادشهای کامران بود از گدایی عار داشت

از قضا من این چند روز مجردم و خانم شهرستان تشریف دارن. یه تجدید خاطره ای می شد اگر می شد مصرع بالایی را با دیدار عوض کرد

بس سعادت تو را شده است نصیب
که گهی بگذری ز شهر حبیب
گر چه در راه عشق فرقی نیست
این‌که باشی بعید یا که قریب!!
............................................
خلاصه گذر ز کوی فشین کردن هم سعادتی است حکیم جان که برای انسان سعادت‌مندی مثل شما سالی چند بار حاصل می‌شه و برای بی‌اقبالی چون من چند سالی یک بار!



متحد جان تو و جان فشن
هست چون هر دو اید مرد خدا
در کنار فشن منم چون زاغ
در قفس با هما و لیک جدا

نیست تهران و یزد را فرقی
گر در آغوش تو نباشد یار
آن سعادت فقط نصیب ک شد
رویت روی ماه او سر کار


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی