اسکاتلندی
تغییرات سالهای اخیر در عرصههای سی-اسی سبب شده که تا حدی نسبت به تغییر در این حوزه بدبین بشوم. به این اتفاقها نگاه کنید:
رفتن ظاهر شاه از افغانستان چه حاصلی برای مردم آن کشور به بار آورد و اگر مانده بود بهتر نبود؟ آیا بعد که نجیب الله آمد و مجاهدین با او به جنگ برخاستند و سرنگونش کردند اوضاع بهتر شد؟
آیا جدایی پاکستان از هند باعث شد کشور بهتر و باثباتتری بشود؟
آیا بیداری عربی سبب شد تا در کشورهایی که در آنها حکومت تغییر پیدا کرد اوضاع بهتری پیدا کنند؟
تحولات اخیر اوکراین را ببینید. واقعا آن تحولی که انقلابیون در نظر داشتند به کجا رسید؟ منافعی که از آن حرکت انفجاری برای آنها حاصل شد چه بود؟ اکنون کریمه از دست رفته و شرق اوکراین هم ناآرام است. آیا آنها نمیتوانستند امتیازاتی بدست آورند و کنار بنشینند؟
امثال این موارد فراوان است.
دیروز اسکاتلندیها به ماندن در بریتانیا رای دادند. عجیب نیست که در حالی که میتوانستند مستقل باشند خواستند جزو بریتانیا بمانند؟ به نظر من این تصمیم خردمندانه بود. ترجیح دادن اصلاحات تدریجی به تحول دفعی، آن هم در حالی که یک استقلال بدون خونریزی میتوانست تحقق یابد، میتواند نشاندهنده آن باشد که هر تغییری و هر استقلالی ضرورتا مثبت نیست.
اسکاتلندیها نشان دادند که چیزهایی مهمتر از استقلال وجود دارند. نمیدانم آنها دقیقا چه در نظر داشتند شاید ثبات، امنیت و رفاه بیشتری. شاید آنها وضع مطمئن موجود را به وضع نامشخص آینده ترجیح دادهاند.
یک نکته بسیار تحسینبرانگیز آن بود که چنین موضوع حساس و خطیری با این همه رواداری و خودداری انجام شد و در نهایت هم همه به آن تن در دادند. چهل و پنج درصدی که شکست خوردند با این موضوع به خوبی کنار آمدند. به نظر من این یک کلاس درس بود.
همچنین اینکه دولت انگلستان با آنکه موافق این جدایی نبود ولی اقدامات حساسیتبرانگیز انجام نداد و کاری نکرد تا احساسات ملیگرایانه اسکاتلندیها برانگیخته شود.
و نهایتا اینکه بزرگترین شهر اسکاتلند طرفدار استقلال بود و در واقع این رای مناطق دور از مرکز و روستاها بود که رای آنها را شکست. مساله بر سر ارزشگذاری نیست؛ بر سر تحلیل این موقعیت است. اینکه غالبا نمیتوان ارزشهای طبقات تحصیلکرده، را به خورد طبقات پایینتر داد. مفاهیم انتزاعیای مانند استقلال، آزادی، حقوق بشر و مانند آن در نزد آن طبقات جای چندانی ندارند.
عکس زیر که در آن دو نفر موافق و مخالف استقلال اسکاتلند را در کنار هم میتوان دید به نظرم جالب آمد مخصوصا که القای محافظهکاری مسنترها را میکند و اینکه راحت در کنار همند بدون نزاعی و اینکه بعد از no نوشته thanks. واقعا شعار نوشتن هم هنر میخواهد.
البته بعد از دیدن این عکس احساس میکنم نظرم به موافقان استقلال اسکاتلند نزدیکتر شده است
- ۹۳/۰۶/۲۹
البته من مخالف تجزیه کشورهم هستم و تمایمت ارضی ایران برایم خیلی مهم است و این دو کشور کاملا با هم فرق دارند. واقعا برای رسیدن به بلوغ سیاسی و تصمیم گیری براساس منطق راه بسیار درازی در پیش داریم. ما همه چیز را دریچه سیاست می بینیم و به منافع چندان اهمیتی نمی دهیم.
اما الان که فکر می کنم من اگر اسکاتناندی بودم با استقلال این کشور مخالفت می کردم. بودن زیر سایه امپراطوری عظیم بریتانیا برای اسکاتلند نه تنها ننگ نیست بلکه باید افتخار هم باشد