خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

هفت پرسش

چهارشنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ۱۲:۰۲ ق.ظ

من خواننده جدی آثار مرحوم صالحی نبوده‌ام، لیکن بصورت پراکنده نظری به آثار ایشان داشته‌ام. درباره کتاب شهید جاوید از ابعاد مختلفی می‌توان اظهار نظر کرد، اما من از این میان به گزارش تاریخی از تاثیرات مثبت و منفی این کتاب در زمان خود و مواجهه روحانیون و مردم، کاری ندارم. همچنین نمی‌خواهم وارد مقوله قضاوت درباره محتوای کتاب شوم و یا بحثی اعتقادی را مطرح کنم.

در کل، به نظر من نکته اساسی کتابِ شهید جاوید، بحث علمِ غیب امام حسین (ع) و به تبع آن، پیشوایان دینی است. به نظر من اینکه آیا حرکتِ آن حضرت، برای تشکیل حکومت بود یا نه، خود به نحوی تابع بحث علم غیب است، پس بهتر است نگاهی کلی به این مطلب بیندازیم.

1- آیا پیشوایان دینی ما علم غیب دارند؟ 

اگر پاسخ مثبت باشد دو مسأله مطرح است:

2- حدود این علم غیب تا کجاست؟ (یعنی آنکه آیا علم غیب آنها همه چیز را در بر می‌گیرد و مطلق است (مانند علم خدا) یا آنکه محدود به مواضع خاصی است؟)

3- آیا این علم بالفعل است یا بالقوه؟ (یعنی اینکه آیا این علم غیب همواره برای آنها حاصل است یا حالت بالقوه دارد به کیفیتی که در پرسش بعدی مورد بحث قرار می‌گیرد؟)

اگر پاسخ سؤال سوم «بالقوه» باشد این سؤال پدید می‌آید:

4- این علم غیب چگونه حاصل می‌شود؟ با طلب فرد، یا بدون پیش‌بینی از ناحیه خداوند؟ (یعنی هر گاه فرد بخواهد به امری غیبی علم داشته باشد خدا آن را به او  افاضه می‌کند یا آنکه هر گاه خدا بخواهد علم غیبی را در یک موضوع خاص به فرد می‌بخشد و به اصطلاح فرد در دریافت علم غیب صرفا منفعل است)

در هر دو صورت می‌توان پرسید:

5- آیا فرد موظف است تا بر اساس آن علم غیب عمل کند؟

طبعا اگر فرد موظف به عمل بر اساس علم غیب باشد آن کار بر او واجب خواهد شد، اما اگر چنین وظیفه‌ای در میان نباشد، می‌توان پرسید:

6- آیا آن فرد حق دارد به اقتضای آن علم غیب عمل کند؟ (یعنی آیا خدا این مجوز را به فرد داده که از علم غیب خود برای اداره زندگی روزمره استفاده کند؟ یا آنکه:

هر که را اسرار غیب آموختند    مهر کردند و لبانش دوختند)

اگر پاسخ این سؤال مثبت است می‌پرسیم:

7- آیا پیشوایان دینی ما از این حق خود استفاده می‌کرده‌اند یا آنکه بدون توجه به آن علم غیب، و بر روال طبیعی و عادی عمل می‌نموده‌اند؟

استنباط من این است که مرحوم صالحی، علم مطلق بالفعل را قبول ندارد و آن را غلو می‌خواند، اما در عین حال منکر علم غیب نیست و تنها در جواب سؤال 7 نظر ایشان بر این است که امام بر اساس روال عادی عمل کرده‌اند و نه علم غیب.

پاسخ به سؤال 6، بحثی تاریخی است و شواهدی هم که مرحوم صالحی مطرح می‌کنند غالبا از همین سنخ هستند. 

حال باید دید در وهلۀ اول گزارش‌های تاریخی کدام دیدگاه را تایید می‌کنند و این نقطه خاتمه بحث من است.

می‌دانم آن چیزی که نوشته‌ام، آن چیزی نیست که مد نظر تو بوده است مجی جان! اما امید دارم که لااقل برگ زردی باشد تحفه درویش یا شست پای ملخی تحفه موری. 


فشن عزیز با واکنشی سریع، بر این پست کامنت بسیار خوب و مفصلی گذاشته است و در واقع کاری را انجام داده است که مجیجان از من انتظار داشته است یعنی اظهار نظر و قضاوت. کامنت او را به اصل پست منتقل می‌کنم:


کتاب شهید جاوید را خواندم به توصیه یکی از دوستان! به نظر من استدلال ها عموما بر مبنای منطق زندگی انسانی بوده است. آنچه از حادثه کربلا هم برداشت می شود به نظر اینگونه است. اگر بحث علم غیب امام به عاشورا و وقوع آن حوادث باشد و در تقدیر امام این بوده باشد، که هنری نکرده است. تکلیفی یا تقدیری برای امام مقدر شده بود که بی اختیار در جریان آن قرار گرفت و آن شد که باید می‌شد و از این جهت فضلی برای امام نمی‌توان در نظر گرفت. 

به نظرم هنر امام حسین که نهضتش را متفاوت می‌کند بحث انتخاب است و یک انتخاب بر مبنای اعتقاد و منطق فارغ از غیب و تقدیر و ...
اگر اینگونه به حرکت انبیا و اولیا نگاه کنیم چه فضلی برای آنها می توانیم در نظر بگیریم: امام حسین به فرمان خدا و با یک قدرت تحمل الهی پا در مسیری نهاد و مامورریتش را انجام داد و ...
آیا می توان این شخص الهی فرازمینی را الگو قرار داد؟ آیا می توان در راهی قدم نهاد که فقط خاص بندگان برگزیده خداست؟ 
آیا پیامبر ما بدون زحمت و فقط به خواست خداوند توانست این ماموریت را انجان دهد؟ اگر اینگونه باشد که ما تکلیفمان روشن است. ما به عنوان بندگان ضعیف خداوند که برایمان نه علم غیبی هست و نه قدرت تحمل و توجه خاص خداوند- لااقل اطلاع نداریم- چگومه می‌توانیم قیام حسین بن علی را الگوی عملی زندگی خود قرار دهیم. به نظر می‌رسد در این صورت فقط همین عزاداری کردن و نذری خوردن و شعار دادن تکلیف ما باشد و در عمل باید این امر خطیر را به آدمهای خاص واگذاریم. 
نمی‌شود که ما خودمان را برای امر خطیری مثلا یاری موعود آماده کنیم اما علم و دانش بشری داشته باشیم!!! 
من فکر می‌کنم که امام حسین و امام علی و همه انبیا و اولیا همان طور که گفته شد بندگان عادی خداوند هستند. جز اینکه خداوند به پیامبر وحی کرده است. آنچه آنها را متفاوت می کند فهم و درک و شناخت آنها از تعالیم الهی است. به نظر من آنچه باعث می شود امام علی بر عدالت پای بفشارد فهم او از عدل الهی است و هر آنکس که در راه خدا گام بردارد خدا نیز یاری‌اش می‌کند. امام حسین هم در راه حق گام برداشت و خداوند قدرت درونی و علم و شجاعت و زمان‌شناسی به او داده است. این برای هر انسانی ممکن است اتفاق بیفتد. 
من فکر می کنم راه حفظ دین و الگوبردای از ائمه هم همین است که آنها را زمینی ببینیم و فرازمینی بودن را به تهجد و دانش و فهم و درک آنها نسبت دهیم که اگر غیر از این باشد دسترسی به آنها غیرممکن است. آنوقت چطور می توان یک انسان فرازمینی را الگو قرار داد؟
چگونه می‌توان در راهی قدم نهاد که عبور از آن به دانش فوق بشری نیاز دارد؟ 
من فکر می‌کنم ائمه هم مشمول همان آیه «إن الله لایغیّر ما بقوم حتّی یغیّروا ما بأنفسهم» هستند. و این ظرفیت برای هر انسانی وجود دارد که به مقام قرب برسد. 

  • ۹۳/۰۸/۱۴

نظرات (۵)

کتاب شهید جاوید را خواندم به توصیه یکی از دوستان! به نظر من استدلال ها عموما بر مبنای منطق زندگی انسانی بوده است. آنچه از حادثه کربلا هم برداشت می شود به نظر اینگونه است. اگر بحث علم غیب امام به عاشورا و وقوع آن حوادث باشد و در تقدیر امام این بوده بادش که هنری نکرده است. تکلیفی یا تقدیری برای امام مقدر شده بود که بی اختیار در جریان آن قرار گرفت و آن شد که باید می شد و از این جهت فضلی برای امام نمی توان در نظر گرفت. 
به نظرم هنر امام حسین که نهضتش را متفاوت می کند بحث انتخاب است و یک انتخاب بر مبنای اعتقاد و منطق فارغ از غیب و تقدیر و ...
اگر اینگونه به حرکت انبیا و اولیا نگاه کنیم چه فضلی برای انها می توانیم در نظر بگیریم: امام حسین به فرمان خدا و با یک قدرت تحمل الهی پا در مسیری نهاد و مامورریتش را انجام داد و ...
آیا می توان این شخص الهی فرازمینی را الگو قرار داد؟ آیا می توان در راهی قدم نهاد که فقط خاص بندگان برگزیده خداست؟ 
آیا پیامبر ما بدون زحمت و فقط به خواست خداوند توانست این ماموریت را انجان دهد؟ اگر اینگونه باشد که ما تکلیفمان روشن است. ما به عنوان بندگان ضعیف خداوند که برای مان نه علم غیبی هست و نه قدرت تحمل و توجه خاص خداوند- لااقل اطلاع نداریم- چگومه می توانیم قیام حسین بن علی را الگوی عملی زندگی خود قرار دهیم. به نظر می رسد در این صورت فقط همین عزاداری کردن و نذری خوردن و شعار دادن تکلیف ما باشد و در عمل باید این امر خطیر را به آدمهای خاص واگذاریم. 
نمی شود که ما خودمان را برای امر خطیری مثلا یاری موعود آماده کنیم اما علم و دانش بشری داشته باشیم!!! 
من فکر می کنم که امام حسین و امام علی و همه انبیا و اولیا همان طور که گفته شد بندگان عادی خداوند هستند. جز اینکه خداوند به پیامبر وحی کرده است. آنچه آنها را متفاوت می کند فهم و درک و شناخت آنها از تعالیم الهی است. به نظر من آنچه باعث می شود امام علی بر عدالت پای بفشارد فهم او از عدل الهی است و هر آنکس که در راه خدا گام بردارد خدا نیزی یاری اش می کند. امام حسین هم در راه حق گام برداشت و خداوند قدرت درونی و علم و شجاعت و زمان شناسی به او داده است. این برای هر انسانی ممکن است اتفاق بیفتد. 
من فکر می کنم راه حفظ دین و الگوبردای از ائمه هم همین است که آنها را زمینی ببینیم و فرازمینی بودن را به تهجد و دانش و فهم و درک آنها نسبت دهیم که اگر غیر از این باشد دسترسی به آنها غیرممکن است. آنوقت چطور می توان یک انسان فرازمینی را الگو قرار داد؟
چگونه می توان در راهی قدم نهاد که عبور از آن به دانش فوق بشری نیاز دارد؟ 
من فکر می کنم ائمه هم مشمول همان آیه ان الله لایغیر بقوم الا .... هستند. و این ظرفیت برای هر انسانی وجود دارد که به مقام قرب برسد 
فشن جان! بسیار ممنونم از زحمتی که کشیدی. درک تو را از دیدگاه مرحوم صالحی می‌پسندم، اما چون در این پست بنا بر قضاوت ندارم، صرفا تشکرم را ابراز می‌کنم. کمی در نوشته‌ات اصلاحات ویرایشی انجام داده‌ام از جمله آیه خط آخر.
شادباشی
ممنون. انصافاً در بیان چکیده نظر مرحوم آیت‌الله صالحی کولاک کردی؛ تحفه ای رنگارنگ آوردی و ران بوقلمون.... افشین عزیز هم سنگ تمام گذاشت و آن چه از شما خواسته بودم انجام داد. 
برای من خیلی جالب و عجیبه که این دیدگاه حتی برای روحانی خوش فکری مثل شهید مطهری هم تند و ثقیل بوده. در کل حواشی این کتاب قابل تامله و به گفته دکتر یکی داستانی است پر چوب سخت!
اصل کتاب و ماجراهای مربوط به اون رو می تونید در سایت خود مرحوم صالحی ببینید:
Www.nsalehi.com 
به نظرم کتاب ایشون درباره غلو هم حتماً جذاب و خوندنیه. کاش فایل این کتاب رو هم می گذاشتند.
باز هم سپاسگزارم مخصوصاً از افشین جان.
مجی جان! قابلی نداشت. البته من قبلا به آن سایت نرفته‌ام اما نمی‌دانم این چه حس ششمی است که به من دست داده که فکر میکنم کتابی که گفتی هم در آن سایت برای دانلود موجود است.
برای درک شخصیت شهید مطهری که من هم بسیار دوستش دارم، نگاه به دو فرزند مطرح او راه‌گشاست. شاید در پستی دیگر، که قاعدتا مفصل خواهد شد، یادی از آن استاد بکنم که تاثیر بسیاری بر حیات فکری من داشته است.
بحث دغدغه اصلاح و استناد هم در اینجا کارگشاست. شهید مطهری بیشتر یک مصلح است و نگاه اصلاحی به همین دین و باورهای دینی و دینداریِ موجود دارد، و جایی که صحبت بر سر نگاه تاریخی و گاه استنادی است و قاعدتا ممکن است اعتبار برخی عناصرِ نه چندان اصیل و نوبنیادِ باورها و دینداری امروزی به خطر بیفتد انعطاف چندانی ازخود نشان نمی‌دهد.
حسّ ششمت درست بود! در این چند روز با گوشی خانمم وبگردی می‌کردم و نمی‌دونم چرا لینک دریافت این کتاب رو ندیدم!
ممنون به خاطر این تذکّر و نکته‌ای که راجع به شهید مطهّری مطرح کردی.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی