خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

نذری در اطراف ما

شنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ۰۱:۰۹ ق.ظ

ظهر روز عاشورا به روستایی در اطراف شهرمان رفتم. روستایی که به نذری دادن مشهور است. اگر بخواهم توصیفی از حجم نذری دادن در آنجا برایتان بکنم باورتان نخواهد شد. باید خودتان ببینید. یک روستای پرجمعیت که در آمار سال 85 دارای 277 خانوار بوده است. ظهر روز عاشورا طبق سنت این روستا، در همه خانه‌ها باز است و همه خانه‌ها به تعداد زیاد نذری می‌دهند. شما هم می‌توانید وارد هر خانه‌ای بشوید و حتی اگر خواستید در چند خانه غذا بخورید. جمعیتی که در این روز به این روستا می‌آیند آنقدر زیاد است که ترافیک‌های طولانی ایجاد می‌شود و تا کیلومترها جای پارک پیدا نمی‌شود. غذا هم مفصل است هم گوشت است و هم مرغ و در کنارش ماست دلال زده و ترشی هم هست.

خانم یکی از آشناهایمان مدتی در آنجا معلم بوده و  از امکانات کم مدرسه آنجا نالیده است. جالب این است که مردم روستایی که اینهمه خرج نذری می‌کنند، برای بهبود وضعیت مدرسه‌شان کار مؤثری انجام نمی‌دهند. فکر می کنید در این روز چقدر هزینه در این روستا انجام می‌شود؟ بی اغراق بالای صد میلیون است. حالا اگر به اهالی این روستا بگویید تا جمع شوند و بیست میلیون برای مدرسه‌شان یا جاده‌شان خرج کنند به نظر شما توفیقی حاصل می‌شود؟

تازه بر همه اینها باید اسراف را اضافه کرد چه آنچه که دور ریخته می‌شود از غذا و مانند آن، و چه زیاده‌خوری به جهت مفت بودنِ غذا. تردید ندارم و بلکه بارها شنیده‌ام از خاطرات کسانی که با افتخار از چندبارخوری خودشان یاد می‌کنند. این نوع پرخوری، خود نوعی اسراف است.

یک سؤال: اگر به کسانی که مدعی‌اند که غذای نذری را به جهت تبرک می‌خورند گفته شود به ازای هر غذای نذری، معادل هزینه‌ای که صرف آن شده را به خیریه کمک کنند، به نظر شما چند نفر باقی می‌مانند؟ ان شاءاللّه که هجومِ مردم برای خوردن غذای نذری به جهت مفت بودنِ آن و لذتی که مفت‌خوری می‌دهد نیست و حقیقتا به جهتِ متبرّک بودن آن است. آزمون بالا می‌تواند معیار خوبی برای پاسخ به این سؤال باشد.

بنده هنوز در حدیثی ندیده‌ام که امامان ما ایام محرم و صفر غذا توزیع کرده باشند. در واقع اعتبارِ بحث غذای نذری به خود عزاداری امام حسین بر نمی‌گردد بلکه تابع خود نذر است. جالب این است که وقتی در سایتهای مذهبی به دنبال چیزی در دفاع روایی از غذای نذری می‌گشتم مطالبی کلی می‌دیدم که اصلا دلالت روشنی بر این منظور نداشتند مثلا همه آنها حدیثی از بحار الانوار نقل می‌کردند با این مضمون که شیعیان ما در راه ما بذل مال و جان می‌کنند، حالا اینکه این بذل مال و جان چه ربطی به غذای نذری دارد و اینکه آیا غذای نذری راه ائمه است را خدا می‌داند. اجمالا آن چیزی که روشن است که رفتارها و گفتارهایی که اساسا با روح اسلام و تشیع بیگانه هستند در این مراسم‌ها کم دیده نمی‌شوند.

این مطلب را درباره نذری‌دهی برخی هیأت‌ها ببنید؛ جالب است.

  • ۹۳/۰۸/۱۷

نظرات (۵)

این طنز هم به پست حاضر می‌خوره

معلم به شاگرد: 
من دویدم، تو دویدی، او دوید، مال چه زمانیه؟ 
شاگرد: مال زمانی که سر کوچه نذری میدن 
روز عاشورا به خاطر سردی هوا من کنار بخاری لمیده بودم. خونه داداش رفتن در شهر چرخی بزنن. شور نذری خیابان های شهر را فراگرفته بود. در ست در هنگامه نماز ظهر عاشورا صفه های طویل چند ده متری عزاداران برای متبرک شدن به غذای نذری، بهت ناظران را به همراه داشت. به گواه اهل بیت، یکی از صف ها به اندازه ای عریض و طویل بود که احتمالا آخرین نفر دریافت کننده نذری به نوبت عصرانه اش غذا دریافت می کرد. 
از همه جالب تر سماجت این ملت پرشور برای دریافت بیش از چند پرس غذا بود. همیشه برای من هم این موضوع سوال هست که چرا با وجود این همه عزادار حسینی، اینهمه رشوه و فساد و ربا و ریا و دروغ و گرانفروشی و کم فروشی و زیرآب زنی و زیرکار در وری، بی حجابی ، بی حیایی و بی اعتمادی و پارتی و پاچه خواری و ... رایج است. مگر غیر از این است که همه عزاداران بر سر و سینه می زنند برای امر به معروف و نهی از منکر. 
یه کلیپی چند روز پیش از رحیم پور ازغدی دیدم به نقل از شهید مطهری در مورد مردم شیعه که خیلی عجیب است:
زغدی گوید:

آقای مطهری می گوید: شیعه مردم شیعه جزو قالتاق ترین مردم دنیا هستند. این ها تعابیر آقای مطهری است. می گوید:‌مردم ما، مردم شیعه جزو قالتاق ترین مردم دنیا هستند که ما تا حال دیده ایم. یعنی دروغ می گویند. ربا می خورند. گران می فروشند. کلاه هم رو بر می دارند. اهل نماز و روزه و خمس و زکات و اینا، با مسس و افسردگی و کسالت نفس و اینا، در عین حال مدعی ترین مردم. این جمله را غیر از مطهری جرأت ندارد [بگوید]. می گوید: یکی از قالتاق ترین، مدعی ترین مردمند، که فکر می کنند از همین الان کنار انبیاء‌ از همین الان در بهشت اند و در باره بقیه اظهار نظر می کنند. می گوید: این یکی از بیماری های مردم شیعه است و منشأش منبرهای ماست. ما یک دین و تشیع دیگری را به مردم آموزش می دیم. می گوید: این یک وسوسه شیطانی است، ما اینها را از خدا دور کردیم. از فرمان خدا. بهشون یاد دادیم لازم نیست به اوامر خدا عمل کنید. اسمت که شیعه است کافی است. کاری کردیم، جوری دین رو معرفی کردیم که مردم به این دلخوش کردند که ناممان بین دوستان علی بن ابی طالب است....

http://www.parsine.com/fa/news/205772/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%B2%D9%88-%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%A7%D9%82-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF
و البته توضیحات روسل جعفریان
رسول
متن ازغدی را قبلا خوانده بودم. ممنون از معرفی لینک رسول جعفریان. جالب بود.
برخی اوقات رسول جعفریان از شیوه‌ای جدلی استفاده می‌کند به این نحو که منتظر می‌ماند تا مدعیان دینداری و انقلابی‌گری، دست از پا خطا کنند و با اسلحه خودشان به جنگ آنها می‌رود.
یکی از مواردی که او را شدیدا خشمگین می‌کند بر صدر نشستن بی‌سوادان، و بر کنار بودن باسوادان است.
در هر حال برخی کنایات او در نقد دیگران برای من دلچسب نیستند و به نظرم، پشت آنها بیش از آنکه دغدغه علمی باشد نوعی خشم است.
و باز به نظر من در نقد این سخنرانی ازغدی که اتفاقا بر حسب اتفاق چیز بدی هم از آب در نیامده است رویه‌ای ملانقطیانه در پیش گرفته است. او از ازغدی عصبانی است و اتفاقا شاید عصبانیت او بجا هم باشد اما می‌داند که در آن مواردِ بجا نمی‌توان او را نقد کرد ولی حالا که او در چهره یک منتقد ظاهر شده است بهترین فرصت برای حمله به آوست.
به اصطلاح سعدی او قبلا از جاه ازغدی اندیشه می‌کرده است و اکنون که او خود را به دست خود در چاهی انداخته است فرصت را مغتنم شمرده و سنگی بر سر او انداخته است.
اگر این استنباط من درست باشد (که امیدوارم نباشد) شیوه آقای جعفریان پسندیده نیست.
در هر حال ممنونم فشن جان از بذل توجهاتِ اخیرت، که بسی بیش از انتظارم بود.
به اصطلاح قدما:
افشنا کامنت‌گزاریت که آموخت بگو
که من این ظن به رفیقان تو هرگز نبرم
یا به اصطلاح جُدَدا:
من و این‌همه خوشبختیِ ناشی از کامنت‌هایِ فشن محاله محاله

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی