تعطیلات
سطح سواد دانشجویان من در مقطع کارشناسی ارشد، یکی داستان است پر باد شکم. (1) معمولا هم در اینجا اشاره چندانی به این موضوع نمیکنم. چیزی است که همه میدانیم جز آنکه من به اقتضای شغلم بیشتر آن را حس میکنم.
الآن در مقطع ارشد علاوه بر دروس متعارف، زبان تخصصی هم درس میدهم و البته سواد انگلیسی دانشجویان بسیار پایین است. در واقع آنها الفبای انگلیسی را هم خوب نمیدانند چه برسد به انگلیسی تخصصی را. اینکه چطور سیستم آموزشی ما پس از این همه سال خواندن انگلیسی در راهنمایی و دبیرستان و دانشگاه، هنوز از پس دادن ابتداییترین تواناییها در زبان انگلیسی به افراد بر نمیآید، مسألهای است شایان توجه.
القصه چند روز پیش از یکی از تعطیلات(2)، پیامکی به دست من رسید. متن پیامک این بود:
«سلام. ببخشید استاد امکانش هست لطف کنید معنی این کلمهها رو به فارسی ترجمه کنید»
از اینکه اولا خود فرد نرفته از فرهنگ لغت، واژهها را در بیاورد تعجب کردم. البته طرف شیرازی بود و من هم در ذهنم از برخی لطیفهها یاد کردم. انتظارم این بود که او معنای چند واژه تخصصی رشتهاش را بپرسد، اما واژهها اینها بودند:
easier
taken
signifies
telling
substituted
یعنی این خانم که از اولیات قواعد انگلیسی و اینکه چطور، سومشخص، گذشته و حالت تفضیلی ساخته میشوند بیاطلاع است حالا قرار است چند متن سنگین را بخواند و نمره بیاورد. خودتان میتوانید حدس بزنید که در این مواقع استاد چه باید بکند. ما ناچاریم تا نمره میانترم را کامل بدهیم تا فرد لااقل بتواند درسش را پاس کند.
(1) حیفم میآید آب چشم را خرج این موضوعات بکنم.
(2) تعطیلات، جمع تعطیلة؛ یعنی فرد مؤنث تعطیل است.
- ۹۳/۰۹/۰۸