در یک همایش
شنبه, ۶ دی ۱۳۹۳، ۰۶:۲۲ ب.ظ
یا ایها المج شو پذیرا این ارادت را ز من
گر چه ندارم حالِ آن کز حسن تو گویم سخن
در یک همایش هستم و از فرط بیکاری به خود
گفتم به غیر از مدح تو، کاری نمیآید ز من
چون نام تحقیق آمده، یاد محقق کردهام
آرند نام نخبهها، نخبه تویی و اهل فن
شایستهسالاری چو در این مملکت هرگز نبود
بر جای طاووس آمده بس کرکس و زاغ و زغن
یک طرح افکن در میان تا که ببلعد کلّ این
تحقیقهای چرت را، هان ریشههاشان را بکن
معیار دوری غیبت است و متر و کیلومتر نیست
تا با منی پیش منی، هر چند هستی در یمن
مهرت ز سروستان بیامد تا به شهرستان دل
از دل برون کی میرود؟ چون جان برون رفت از بدن
چشم امید ما به آن امّیدوار است ای فشن
دارد امید و دیدهام این را به چشم خویشتن
- ۹۳/۱۰/۰۶