تهرانآمدنیدیگر دیدارفشندرهمایش
بهانهای است همایش برای دیدن یار
بیا که تا بتکانیم از گذشته غبار
پیادگان طریقت مگر در این فرصت
نظر کنند بر آنان که گشتهاند سوار
به یاد آن دو سه سالی که شادمان بودیم
کنار هم، به مثل تو گلی و من چون خار
مرا به چهره نخواهی شناخت افشینم
که از حقیر برآورده روزگار دمار
بیا که چایی و نسکافه نیست درمانم
خمارِ دیدنِ روی تواَم، خمارِ خمار
تویی مسیح من ای دوست، مسحم کن
بوَد که از نفَسَت خوب گردد این بیمار
بجای نام من ای مج بگو که بنویسند
به سنگ گور من اینکه فشن مرا شد یار
- ۹۳/۱۰/۱۱