بازاندیشی در شناخت ما از مردم
این روزها مطالب زیادی به واااایببر من میآید البته من گریزان از وایییبر بودم اما به جهت نیاز علمی یکی از دوستان که ظاهرا فقط طرز کار با وااایرب را بلد بود آن را نصب کردم و در عرض یکی دو روز به چندین گروه اد شدم. برخی همکاران دانشگاه، برخی استادان و امثال آنها. نوشتهها غالبا رونوشت و الصاق است؛ چیزی که مطلوب من نیست اما در هر هر حال میخوانمشان.
در گروه استادان که غالبا بحثهای سیاسی، اقتصادی مطرح میشود آنچه مرا عذاب میدهد تحمل اندک استادان نسبت به نظر مخالف است حال چه مخالف در خود گروه و چه بیرون از از گروه. این یعنی ما خیلی راه در پیش داریم. وقتی کسانی که در عرصه فرهنگ فعالیت میکنند حین بحث رگهای گردنشان برجسته میشود از بقیه چه انتظاری میرود؟ نکته دیگر برخی اغلاط املایی است که امیدوارم خطای تایپی باشد وگرنه مایه تاسف خواهد بود.
نکته دیگر نوع دینداری عامیانهای است که نزد بسیاری از این دوستان مشاهده میشود شاید بگویید که حتما به ملاحظاتی این حرف را میزنند اما اشتباه میکنید آنها میتوانند نگاه معقولتری از دین را با حفظ آن ملاحظات نشان دهند
- ۹۳/۱۰/۱۹