خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

تا آخر بخوانید شاید برایتان جذاب باشد

سه شنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۳، ۰۶:۴۲ ب.ظ

با انقراض تدریجی نسل کرگدن‌هایی مانند من که با پوستی کلفت در برابر غرایز ایستادند، اکنون با نسل‌های جدیدی روبرو هستیم که دیگر نه تنها انگیزه‌های ما را برای خودداری و کفّ نفس ندارند، بلکه محرک‌های بیشتری را در اطراف خود می‌بینند. دوران بسیار تغییر کرده است. البته نباید این را تنها به پای اخلاقی‌تر بودن نسل خودمان بگذاریم. ما با شرایط خاصی روبرو بودیم. (این ما بیشتر درباره من صدق می‌کند تا شما به جهت سن بیشتر من)
1- فضای سنتی عملا رابطه میان دختر و پسر را محدود کرده بود. تقریبا چیزی به عنوان دوست پسر و دوست دختر وجود نداشت. گاهی برخی پسرهای شیطان دم در مدرسه‌های دخترانه می‌رفتند تا ابراز وجود کنند و البته با معیارهای امروزی، ابراز وجود آن روزهای آنها به کمدی بیشتر شبیه است. امروزه فضای رابطه دختر و پسر بسیار بازتر است. البته منظور من ضرورتا روابط نامشروع نیست، بلکه حتی معاشرت میان دختر و پسر فامیل هم نسبت به قدیم راحت‌تر صورت می‌گیرد. معاشرت با غریبه‌ها را هم که خودتان بهتر می‌دانید که چقدر عادی‌تر شده است، حالا چه به وجه عادی و چه وجه غیر عادی‌اش.
2- چیزی به عنوان سی‌دی و ماهواره وجود نداشت. ویدئو هم ممنوع و در نتیجه بسیار محدود بود‏، بنابراین کسی معمولا اعضا و جوارح بانوان را تا پیش از ازدواج نمی‌دید. مادرها و خواهرهای ما حتی در خانه هم روسری بر سر داشتند و اگر هم تا این اندازه به خود سخت نمی‌گرفتند باز هم لباسشان به غایت پوشیده بود. امروزه این فضا تغییر کرده است. فضای خانواده‌ها بازتر شده است که البته قاعدتا اگر افراط نشود ایرادی نه از جهت عقلی و نه از جهت شرعی ندارد. در مقابل اتفاقی که افتاده است این است که بخاطر آنچه از ماهواره و اینترنت و سی دی و امثال آن در اختیار همه قرار گرفته است‏، پسران تقریبا همه جای زنان را می‌بینند. توجه کنید که منظور من برونوغرافی نیست بلکه همین برنامه‌های عادی است. یعنی با عرض معذرت به جز دو نقطه خاص، بقیه نقاط حتی در تبلیغات عادی از لباس‌های زیر زنان نشان داده می‌شود. صحنه‌های بوسه و مخصوصا فرنچ‌کیس هم که دیگر عادی شده است. جدای از این، صحنه رفتن زن و مرد در رختخواب و احیانا برخی کارهای دیگر هم تا حدی در همین برنامه‌ها و فیلم‌های عادی وجود دارد.
3- امید به ازدواج زودتر در نسل ما بیشتر بود، هر چند در عمل تحقق نیافت. در واقع کار فراوانتر بود و ما چشم‌انداز بهتری برای شاغل شدن بعد از تحصیل داشتیم، بنابراین به امیدِ نسیۀ قریب، رنج حاضر را تحمل می‌کردیم. مثلا فرد روزه‌داری را در نظر بگیرید که می‌داند به محض غروب خورشید می‌تواند افطار کند. او با امید به افطارِ قریب، رنج روزه را بر خود می‌پذیرد، اما اگر کسی را ملزم کنند که سه روز روزه بگیرد، شاید همان ساعات اول روزه خود را بشکند، چون فاصلۀ افطار بسیار دور است و تحملِ رنجِ ذهنیِ انتظارِ طولانی، به رنج جسمی گرسنگی اضافه می‌شود. اما نسل‌های فعلی اگر پدری پولدار نداشته باشند به احتمال زیاد هنگامی امکان ازدواج خواهند یافت که چشمه غرایز در آنها خشکیده و رنگ مو و دندانشان یکی شده است.
4- فضای جنگ، چیز عجیبی بود. در اطراف خودت جوانان و نوجوانانی را می دیدی که از جان خود گذشته بودند. این فضا تا سالها بعد از جنگ هم ادامه داشت، حتی برای مایی که سن ما هم به حضور در جنگ قد نمی‌داد. این حس که «آنها از جان گذشتند ولی تو از غریزه خود هم نمی‌توانی بگذری»، در مغز ما ریشه دوانیده بود، اما نسل فعلی دارد می بیند که کسانی بدون آنکه رنجی ببرند با پول‌های بادآورده پدرانشان دارند حالشان را می‌برند «و یُرَتّبونها ترتیبا»، ولی آنها بعد از سالها جان کندن حتی به نیم‌خمِ کوچه اول هم نخواهند رسید. ارزش‌های فعلی جامعه ما، ارزش‌های اقتصادی است، چیزی که یا با شانس می‌توانی به آن برسی، یا با زیر پا گذاشتن اخلاق. برای چنین کسی پا روی نفس گذاشتن معنایی ندارد.
5- ارضای نیاز جسنی در زمان قدیم مشکل بود. اسلوب خانه‌ها و محلاتِ قدیم به نحوی بود که امکان روابط مخفیانه را به حداقل می‌رساند. کسانی که اهل چنین کارهایی بودند زود شناخته و طرد می‌شدند، ولی اکنون با توجه به آپارتمان‌نشینی و قطع شدن نسبی روابط همسایه‌ها و بی‌توجهی آنها به آنچه پیرامون آنها می‌گذرد، امکان این نوع روابط بیشتر شده است.
این‌هایی که نوشتم به این معنا نیست که فضای قدیم پاک و مطهر بود. محدودیت رابطه دو جنسِ مخالف، بسیاری از نابهنجاری‌ها را در رابطه میان هم‌جنس‌ها پدید آورده بود. حتما اشارات ایرج‌میرزا را در این‌باره خوانده‌اید. علاوه بر این، در فضای سنتی و در جمع‌های محدود، در گفتگو درباره مسائل جسنی آزادی‌هایی وجود داشت که شاید اکنون وجود نداشته باشد. نکته دیگر که نباید از نظر دور بماند فضای محدود زندگی و خانه‌های کوچک آن دوران مخصوصا در روستاها بود که باعث می‌شد فرزندان گاه با بی‌احتیاطی پدر و مادر، چیزهایی را بو ببرند که اکنون با بزرگتر شدن خانه‌ها این احتمال کمتر شده است.
با این حال منظور من در کل این است که اگر کسی در گذشته می‌خواست خودنگهدار باشد این کار را با آسانی بیشتری می‌توانست انجام دهد، ولی اکنون این کار بسیار دشوارتر شده است. مخصوصا با آن دلایلی که برشمردم که باعث می‌شوند تخیل جسنی یک پسر، بسیار زودتر بکار بیفتد و بلوغ زودتر رخ دهد.
چیزی که باعث شد این متن را بنویسم این بود که دیروز در رادیو جوان، یک روحانی وارد برخی از این بحث‌ها شده بود و البته وقتی موقع طرحِ راه حل برای این جوانان بخت‌برگشتۀ دور از ازدواج شده بود، وقت برنامه تمام شد. امروز هم در سایت خبرآنلاین دو استفتا درباره ازدواج سپید آمده بود.
ظاهرا همه در این مورد اتفاق نظر دارند که باید مشکل جسنی جوانان حل شود. همه هم می‌دانند که فاصله میان بلوغ و از دواح بسیار زیاد شده است. از طرف دیگر هم باز هم می‌دانند که شرایط ازدواج برای بسیاری از جوانها فراهم نیست، که حداقل آن داشتن یک کاری است که با آن بتوان یک زندگی را چرخاند.
اما هیچکس راه حلی ندارد. نهایتا چند توصیۀ اخلاقی است که: تقوی داشته باشید و یا توصیه که هر طوری شده ازدواج کنید خدا خودش می‌رساند. (حالا بگذریم که چه خانواده‌ای حاضر می‌شود دخترش را به این امید شوهر بدهد!) و امثال این توصیه‌ها، (که جز برای عده قلیلی) در برابر واقعیت سخت و صلب بیرونی ره به جایی نمی‌برد.
اما چه راه حل‌هایی می‌توان پیشنهاد کرد؟
البته به دنبال راه‌حل‌های سلبی، مانند اخته کردن و استفاده از موادی چون کافور نیستم. برخی راه حل‌ها هم مثل نخوردن پیاز و آجیل و پوشیدن شورت در حمام هم شاید در کوتاه‌مدت جواب بدهند ولی راه حل کاملی نیستند. جدای از اینکه تخیل انسان قوی‌تر از این تدابیر عمل نموده و بالاخره راه خودش را باز می‌کند.
راه حل اصلی (با اذعان به وجود برخی راه حل‌های موقت یا کوتاه‌مدت) بی‌تردید به ارضا باز می‌گردد.

  • ۹۳/۱۰/۲۳

نظرات (۹)

خواندم عالی است. بازم نظرم پرید. ولی حتما نظر مفثل میدم
خواندم عالی است. بازم نظرم پرید. ولی حتما نظر مفصل میدم
فشن جان! آخه چند بار؟
این لینک‌ها هم طنزند ببینید

http://ghanoondaily.ir/News/40590/%D8%AC%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%B2-%D9%82%D9%84%D8%AF%E2%80%8C%D9%86-%D9%82%D9%84%D9%88%D8%A8-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF

http://ghanoondaily.ir/News/40606/%D9%85%D8%AF%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%C2%AB%D9%81%C2%BB-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AF%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C
آنچه ما در آینه نمی بینیم تو در قیر می بینی حکیم جان. الحق که اگر در حوزه جامعه شناسی و آسیب شناسی کار می کردی یک تحلیل گر قدرتمند می شد گرچه همین الان هم تحلیل های و نکته بینی هایت عالی است. 
باهات موافقم چیزی نیست که بخوام به حرفات اضافه کنم جز اینکه در یک جامعه سراسر محدودیت جوانان چیزی جز عرضه اندم خود ندارند. ارزش های قدیم به خاطر فقر و بیکاری و تورم و دروغ و ریا و ... همه رنگ باخته. معتقدم این همه دروغ و بی صداقتی در جامعه ما روند طبیعی و نتیجه سیاست های 35 سال گذشته است. البته ذکر این نکته نیز ضروری است که این عصر ارتباطات با محدودیت های ما همخوانی ندارد و حتی اگر جامعه روند درستی هم می داشت این وضعیت گرایش جنسی و آزادی ارتباطات هم اتفاق می افتاد. ما که محروم ماندیم اما این نیاز باید رفع بشه. این یک نیاز اولیه است. 
دو موضوع بحرانی هست که وقتی به ابعاد و عمق نگران کننده اش فکر می کنم دود از کلّه ام بلند می شه، یکی بحران کمبود آب و یکی هم بحران ازدواج و ارضای مشروع و سالم نیاز جسنی برای نسل های جوان کنونی و مخصوصاً آینده. مقایسه ی خیلی خوبی کردی. نقیضه ی مسخره ای در جریان است واقعاً انگیزه ها و محرّک های جسنی مرتّباً در حال افزایش اند در حالی که امکان ازدواج و ارضای مشروع این نیاز روز به روز محدودتر و دشوارتر می شود.

از معرّفی طنزها هم ممنون ام. اون طنز مدیران «ف» جالب بود ولی طنز «و یرتّبونها ترتیباً» خیلی جالب تر بود!
فشن جان این یک تحلیل بسیار ساده بود چیزی که همه ما می‌دانیم فقط شاید حوصله نوشتنش را نداریم و من فقط کمی حوصله به خرج دادیم.
نکته بسیار خوبی را مطرح کردی. حتی اگر شرایط به درستی هم به پیش می‌رفت واقعا عصر ارتباطات آن محدودیت‌ها را در می‌نوردید گویی نظام سنتی یک نظام از پیش باخته بود.
با این حال «ما لا یدرک کله لا یترک کله» اوضاع می‌توانست بهتر از این باشد مطمئنا آسان‌تر شدن شرایط ازدواج و پایین ماندن سن آن می‌توانست جلوی بسیاری از مفاسد را بگیرد.
در یک نظام اجتماعی سالم معمولا بیماران و فریب‌خوردگان فاسد می‌شوند اما در یک نظام ناسالم، انسان‌های اخلاقی هم در معرض خطرند.
این سناریو را بخوان:
الآن یک پسر خوب و مثبت که در یک خانواده سنتی بزرگ شده است اگر شانس بیاورد و دچار بلوغ زودرس نشود در چهارده سالگی بالغ می‌شود. تا هجده سالگی تحت کنترل خانواده است. یک مقدار هم تحت تاثیر فضای مذهبی و محیط کوچک اطراف خود است. وقتی به دانشگاه می‌اید شاید تا یکی دو سال مقاومت کند. بعد از آن با دخترها شروع به گفتگو خواهد کرد و کم‌کم درون دلش چیزی تکان خواهد خورد. مدتی که می‌گذرد شاید با یک یا چند دختر در بیرون دانشگاه قدم هم بزند. بعد از مدتی دست آنها را هم شاید بگیرد. در نهایت هم به این فکر خواهد کرد که کمی جلوتر رفتن و لمس کردن بیشتر هم با رضایت طرف مقابل کاری خلاف اخلاق نیست. چند سال بعد شاید احساس کند که اگر رضایت دوجانبه باشد چه ایرادی دارد.
این فرایند چندین سال به طول می‌انجامد. فشار غرایز جنسی بر قوه تحلیل و استدلال هم اثر می‌گذارد و به تدریج استدلال‌ها به نفع خودداری و فاصله گرفتن از جنس مخالف را به عقب می‌راند.
این تنها یک روی سکه است. حتی اگر این فرد در این مقاومتش موفق باشد و تا هنگام ازدواج در میان سالی خود را کنترل کند، باز هم به دلیل این مقاومت طولانی‌مدت دچار آسیب‌های روانی خواهد شد. گوشه‌گیری و انزوا، افسردگی، ناتوانی در معاشرت با مردم و نوعی خشم فروخورده که محصول آن ریاضت دشوار بوده است او را در مابقی عمر خود هم دچار مشکل خواهد کرد.
ممنونم مجی جان از حُسن نظرت و نظر حسَنت.
حین نوشتن پاسخ نظر فشن، متوجه نظر تو نشدم. در واقع همزمان نظر دادیم.
اشاره‌ات به واژه نقیضه دل‌انگیز بود و مثل قبل حرفم را حسابی مختصر و مفید مطرح کردی. این هنری است که من ندارم
مشکل آب را که مطرح کردی‏، مشکل ازدواج را فراموش کردم. این دردی است که مشکل ازدواج در برابر آن مانند غصه های کودکان است
حالا که فکر می‌کنم بهتر است بنیاد ازدواج بر بیفتد و همه خواجه بشوند یا با جلوگیری از باروری در روابط خارج از ازدواج، لااقل آب‌خوران کم بشوند.
http://awesomescreenshot.com/0f64711ga9

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی