خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

من آمده‌ام ...

دوشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۴، ۱۰:۵۲ ب.ظ

نمی دانم چه آرم عذر تقصیر


برای این همه سستی و تاخیر


عرق ریزد ز پیشانیم شُر شُر


از این تاخیر در آپدیت آجر


مجی پرسید از من چند باری


که آجر را چرا تنها گذاری؟


به او گفتم که با خود عهد کردم


اگر کار تو مانَد بر نگردم


نشد کار مجی البته انجام


فقط بر عهد خود بفشردم اَقدام


فشن البته اصلا غم نمی‌خورد


ز هجر آجر او سختی نمی‌برد


نپرسید او خرت چند است مشتی؟


چرا رفتی ز آجر، برنگشتی


در این مدت که آجر بود خاموش


تماما کرد این محفل فراموش


ولی در من نشد این شوق نابود


که فیلَم عاشق هندوستان بود


نبردم دوستانم را ز خاطر


اگر چه خاطر من بود فاتر


دلم می‌زد برای پستها لک 


نوشتم چیزهایی گر چه اندک


کنون که هست روز اول تیر


کشاندم سوی آجر دست تقدیر


به خود گفتم دوباره ره کنم باز


برقصانم شماها را به این ساز


اگر چه احتمالا مثل سابق


تَفِرّان فِرارَ العبدِ الآبِق (یعنی مثل برده فراری)


ولی البته مج همراه من بود


اواخر تنبلی‌اش یافت بهبود


ولی دارم امید این بار شاید


سر ذوق افشن ما هم بیاید


این هم استدبار مجی عزیز که به پست منتقلش می‌کنم


چگونه شکر این نعمت گذارم؟!
که آجر را فروغی داده یارم
زبانم قاصر و قلبم پر احساس
ز شوق شعر شهرآشوب عبّاس

  • ۹۴/۰۴/۰۱

نظرات (۶)

یک مطلب خوب هم از آقای کیارش نراغی دیدم، گفتم بد نیست در قسمت نظرات بگذارم:
«خوشی» حالی است که زود می آید و زود می رود. «رضایت» مقامی است که دیر می آید و دیرمی پاید. «خوشی» دست می دهد، یعنی عاطفه ای انفعالی است. «رضایت» را اما باید به دست آورد، یعنی بودنی فعالانه است. انسان خوش، لزوماً از خودش و زندگی اش راضی نیست. می خندد، اما تهِ خنده اش طعم گس ملال و افسردگی است. «خوشی» اندوه را می زداید، اما ملال و افسردگی را نه. «رضایت» اما گاه ته رنگ اندوه دارد. انسان راضی همیشه شاد نیست، اما ملول و افسرده هم نیست. «خوشی» واکنش عاطفی ماست نسبت به حضور «لذّت». «رضایت» اما نوع بودن ماست در حضور «معنا». «لذّت» های زندگی خوشی می آورد، «معنا»ی زندگی رضایت.
از بدی های روزگار ما این است که بیشترمان از رضایت به خوشی بسنده کرده ایم.
چگونه شکر این نعمت گذارم؟!
که آجر را فروغی داده یارم
زبانم قاصر و قلبم پر احساس
ز شوق شعر شهرآشوب عبّاس
....................................
زنده باد حکیم
از مطلب کیارش نراغی!! هم ممنون. واقعاً قوی و تأثیرگذار بود.
سپاس مجیجان!
فعلا منتظر نظر فشنم تا کم کم روال عادی را در پیش بگیرم
در هر حال مستقبِل پست‌های شما هم هستم
خوشحالم که متن آقای نراغی مورد توجه تو واقع شد
بد نیست دیگر متون ایشان را ببینی 
البته با برخی از دیدگاه‌های ایشان موافق نیستم اما خوش‌فکر است
فشن جان کجایی؟! ثواب داره اگه یه سراغی از یاران سوته‌دل بگیری‌ها.

درسته، آقای نراغی آدم خوش‌فکری است. به نظرم برخی از دیدگاه‌هاش که گفتی موافق نیستی، مربوط به نظراتش درباره‌ی اخلاق جسنی می‌شه که ایشان با نیّت تأمین سازگاری دین با پاره‌ای حقوق که در دنیای جدید مسلّم فرض می‌شه، چنان نظرات شاذّ و نامتعارفی ابراز کرده. همان موقع این دیدگاه‌های ایشون دست‌مایه‌ای شده بود برای بعضی از مخالفان روشن‌فرکی دینی و نویسنده‌ای در همین سایت فرهنگ امروز نقدی بر آراء نراغی منتشر کرده بود و گفته بود ببینید که آخر و عاقبت این روشن‌فرکی دینی و شاگردان مکتب خروش به کجاها که ختم نمی‌شه. اگه درست یادم باشه حتّی اکبر جنگی هم به این دیدگاه‌های نراغی واکنش منفی نشون داده و انتقادهای تندی مطرح کرده بود.
البتّه بحث در مورد این دیدگاه‌ها طول و تفصیل و حوصله و وقت زیادی می‌طلبه، ولی مختصراً به نظر من هم بر آن نظرات اشکال‌هایی وارد است و ضمن اشکال اساسی در مسأله‌شناسی به هر حال مسیری را رفته که تناقض درونی مکتب روشنفرکی دینی را رو کرده است. ....
با وجود این، همان‌طور که گفتی آدم خوش‌فکری است و علاوه بر این نثر و نگارش خیلی خوبی داره و از نویسنده‌هایی است که آثارش ارزش خواندن دارند.

مجیجان! همیشه مرا غافلگیر می‌کنی
حقیقتا انتظار نداشتم با آثار آقای نراغی آشنا باشی. حدست دقیقا درست است و بسیار جالب به حواشی این مطلب هم اشراف داشتی
بسیار خوب است که یک بار به اشکالات دیدگاه ایشان بپردازیم البته به وقتش
درباره ارزش خواندن داشتن آثارش هم با تو موافقم

به تو و فشن پیشنهاد می‌کنم فایلهای صوتی «روزگفتارها»ی ایشان را دانلود و گوش کنید. همچنین کتابچه‌ای تحت عنوان «فکرک‌های فیس‌بوقی» که در آن تاملات جالبی دارد.
البته احتمال می‌دهم مجیِ عزیز با اینها آشنا باشد ولی گفتنش بی‌ضرر بود، بلکه برای فشن مفید خواهد بود مخصوصا اگر روزگفتارها را در گوشی یا ام‌پی‌3 پلیر بگذارد و در مسیرهای طولانی‌اش به آنها گوش کند
سلام دکتر جان
اجر با تو معنا دارد و بی تو رونقی ندارد. بودن آجر مرا به فکر کردن به اندیشه ها وادار می کند و حضورت نو به نو شدن من است. اگر چه بتلاش من به صورت قطره چکانی است. وقتی اینجا میام حس می کنم چقدر بی مطالعه هستم. چقدر مجی اهل مطالعه است. 
حضروتان برای من در آجر مغتنم است. افکارتان بالنده باد

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی