خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

اگر باسواد نیستید لااقل کمی خجالت بکشید

جمعه, ۱۲ تیر ۱۳۹۴، ۰۳:۱۷ ق.ظ

ساعتی پیش مشغول تصحیح برگه‌های امتحانی بودم چندین برگه حاوی التماس‌نامه‌هایی بودند در این رابطه که من مریض بودم و زنم مریض بود و از این خذعبلات. کم‌کم داشت این احساس به من دست می‌داد که کلاسی را برای مریض‌های بیمارستان برگزار کرده‌ام. این برگه‌ها مربوط به دانشجویان بهترین دانشگاه استان است. به جز شاید ده درصد افراد که نسبتا خوب درس می خوانند و حدود شاید بیست درصد دیگر که متوسطند، بقیه گویی آی‌کیویی در حد سندروم داون دارند. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که وضعیت پیام نور و آزاد و غیرانتفاعی چطور است. باز پیام نور کتاب درست و حسابی دارد و دانشگاه آزاد هم گاه خجالت سرش می‌شود، ولی غیرانتفاعی‌ها رسما در حال چاپ مدرکند و برای جذب حداکثری و دفع حداقلی دانشجویان چیزی از درس خواندن باقی نگذاشته‌اند.

صبح هم داشتم پایان‌نامه‌ای که یکی از دانشجویان برای من فرستاده بود مطالعه می کردم مثلا من استاد مشاور او هستم و ای کاش قبول نمی کردم الآن حاضرم پولی بدهم و کسی دیگر مشاوره او را بر عهده بگیرد مزخرفاتٌ بعضُها فوقَ بعض؛ یعنی سراسر اشکال بود و گمان نمی‌کنم حتی یک پاراگراف بدون اشکال در آن دیده باشم به شکل باورنکردنی ضعیف. شاید بگویید خب تو مشاوری و باید کمک کنی تا اصلاحش کند، ولی برای من دوشیدنِ گاو نر محتمل‌تر به نظر می‌آید تا مشاوره اینان!

دانش‌جویان از طرق مختلف تلفن ما را به چنگ می‌آورند و آن وقت است که برای نمره نفس ما را می گیرند. چند روز پیش دانشجویی در مقطع ارشد به من پیشنهاد رشوه برای نمره داد. تاسف‌بارتر از خودِ این درخواست، این مساله است که آن فرد فکر می کند که با پول می‌شود استاد را هم خرید و این حکایت از فرهنگ جاافتاده رشوه در این کشور دارد.

الآن هم داشتم تحقیق یکی از دانشجویان ارشد را می‌دیدم یعنی چنان در حیرت افتادم که سبب شد این متن را بنویسم. طرف رفته و مطلب یک سایت را کلا کپی کرده و فرستاده است یعنی تصورش را بکنید حتی نرفته چند مطلب را به هم بچسباند! جالب این است که عنوان مطلب را عوض کرده تا در راستای درس باشد و جالب اینکه عنوان کاملا بی ربط به مطلب است و جالب‌تر اینکه اصلا خود مطلب هم یک خبر است! و نه یک مطلب علمی. ایشان حتی در آن کپی محض خویش از یک سایت به سراغ یک خبر درباره یک شخصیت رفته‌اند. شاید می‌گویید که چون شل گرفته‌ای اینطور شده است. متاسفانه در اشتباهید اولین بار است این درس را گرفته‌ام و درس هم مجازی است.

اینها قرار است فوق لیسانس شوند و البته به زودی دکترا هم خواهند گرفت و بسیاری از آنها پارتی مناسب برای هیأت علمی شدن را هم در اختیار خواهند داشت.

خیلی خلاصه نوشته‌ام باور کنید من که آدم بی‌خیالی هستم از این فاجعه در دانشگاه‌ها دلم به درد آمده‌ است آنقدر که می‌توانم صدها صفحه فقط از درد دل خودم در این‌باره بنویسم.

حقیقتا من الآن با این مساله مشکلی ندارم که آنها پولی بدهند تا کسی برای آنها یک مقاله خوب بنویسد یا حتی بدهند کسی برای آنها ترجمه‌ای بکند. این یعنی خجالت؛ یعنی اینکه من رویم نمی‌شود که کار مزخرف به استاد ارائه بدهم اما به هر دلیلی از خنگی بگیر تا تنبلی نمی توانم این کار را انجام دهم و لذا آن را به کس دیگری سپرده‌ام.

  • ۹۴/۰۴/۱۲

نظرات (۵)

واقعاً تأسّف‌آوره که دانشگاه‌های سراسری به این وضع برسند. آن‌چه از نزدیک در جریانش هستی و این‌جا بیان کردی، به قول معروف یکی داستانی است پر آب چشم. شرم‌آورتر از همه‌اش این پیشنهاد رشوه است که عمق فاجعه رو نشون می‌ده. هون‌طور که گفتی خیلی از این‌ دانشجویان بی‌سواد بی‌خجالت، به زور و ضرب و التماس و غیره تا دکترایشان را هم می‌گیرند و بعد هیأت علمی هم می‌شوند. اوضاع به حدّی از وخامت رسیده که به نظرم شاید کار از آسیب‌شناسی و این حرف‌ها یا مثلاً ریشه‌یابی زمینه‌ها و عوامل این وضعیت گذشته و همه ظاهراً فقط می‌تونیم شاهد سقوط این طیّاره باشیم.
 البتّه که ریشه‌ی اصلی این فاجعه رو می‌تونیم در سیاست‌گذاری‌های نادرست حوزه‌ی علم و دانشگاه بدونیم و این‌که در این‌جا هم مثل خیلی جاهای دیگه منطق بیمارگونه‌ی اقتصاد بازار و سود کوتاه مدّت کارگزاران این حوزه تعیین‌کننده بوده که دانشگاه رو به خطّ تولید و توزیع و فروش مدرک تبدیل کرده‌اند، ولی از قرار معلوم دانستن این موضوع گرهی از کار فروبسته‌اش نمی‌گشاید.
 به نظر می‌رسه که قواعد بازی در سایر زمینه‌های زندگی و فرهنگ این مردم (از جمله کلک‌بازی و شامورتی‌بازی و پارتی‌بازی و رشوه و ...) در حوزه‌ی علم و دانشگاه هم به عنوان قاعده‌ی ساری و جاری کار خودشان را می‌کنند و کار علم و دانش را می‌سازند.

سپاس مجیجان از این هم‌دردیت.
ریشه‌ این فاجعه را علاوه بر آن مساله اقتصادی که فرمودی، باید در دو چیز دیگر جستجو کرد؛ یکی مجوزهای بی‌رویه به دانشگاه‌های غیرانتفاعی و پیام نورهای جدید و دیگری تولید علم زورکی و دغدغه بیلان کاری را داشتن
شاید روزی درباره این ریشه‌ها نوشتم
اگر منصف باشم باید سوزنی هم در خود فرو کنم به جهت تنبلیِ مزمن خودم،‌ اما ما دیگر در این حد فاجعه نبودیم. 
ترم قبل در دانشگاه علمی کاربردی تدریس می کردم. از بس برای نمره در طول ترم عجز و لابه کردن حالم بهم خورد. واسه امتحان پایان ترم نرفتم. وقتی برگه ها رو دیدم و چن تا رو تصحیح کردم در کمال تعجب دیدم جواب ها همه عین هم و یک واو با جزوه و با نفر دیگر فرق ندارد. یادم نمیاد گفته باشم ا پن جزوه. 
وقتی دیدم همه رونویسی کردن بیخیال تصحیح شدم و براساس شناختم نمره دادم
فشن جان پس پیه این دوستان به تن تو هم مالیده است
مطمئن باش اکثر مسؤولین میانی به این مسائل آگاهند شاید رتبه اول مسؤولین کشور فکر می‌کنند که در کشور ما تولید علم صورت می گیرد ولی واقعیت خیلی تلخ‌تر از این حرفهاست
چه بدانند و چه ندانند در هر دو صورت این وضعیت فعلی دانشگاهها و اساتید و کارخانه مدرک سازی یه فاجعه برای نظام آموزشی ایرانه. 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی