خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

اندر باب زشت‌آفرینی

دوشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۴، ۱۰:۲۶ ب.ظ

امروز خبری خواندم درباره کسی که در شهر مشهد از روی چند عکس که از لامبورگینی داشته، یک بدنه لامبورگینی ساخته است خبر را بخوانید تا ببینید چطور کسی با حداقل امکانات توانسته چنین کاری را انجام دهد.

با دیدن این خبر ناگهان چهره تیبا به ذهنم آمد ماشینی که با دیدن آن احساس می‌کنم که دارد گریه می کند. بر خلاف نظرِ فشن عزیز، تیبای 2 را از تیبای 1 هم زشت‌تر می‌دانم. در واقع معتقدم بدترین سلیقه در طراحیِ ماشین‌های ایرانیِ سایپا بکار رفته است. بی اغراق می گویم که حاضرم با همین بی‌استعدادیِ خودم چند طرح ماشین بکشم و در برابر قضاوت مردم قرار دهم که آیا این زیباتر است یا تیبا.

واقعیت امر این است که کسی که از قوه تخیل خوبی بهره‌مند باشد، می‌تواند چهره‌ای از یک ماشین زیبا را در ذهن خود ترسیم کند. فقط نمی‌دانم که در این زشت‌آفرینی، عمد دخالت دارد یا بی‌عرضگی عامل آن است.

می دانم که شرکت‌ها مایل نیستند یک طرح زیبا را پای یک ماشین ارزان بسوزانند و قاعدتا توقع ندارم که تیبا ظاهری شبیه بی‌ام‌و داشته باشد، ولی در همین ماشین‌های ارزان‌قیمت خارجی می‌توان چیزهایی دید که دل از آدمی می‌برد. 


  • ۹۴/۰۴/۱۵

نظرات (۱۳)

از فشن عزیز ممنونم که کامنت مرا بی‌پاسخ نگذارده‌اند
برای ایشان لینکی دارم درباره عملکرد مسی در بازی فینال آرژانتین و شیلی
می‌دانم که او طرفدار مسی است ولی بنده معتقدم، مسی، مسیِ بارسلوناست و تنها امید من این است که تیمی دیگر او را تطمیع کند و با رفتن به آنجا عیار او مشخص شود
مشتی روی کلمه لینکی در کامنت قبلی کلیک کن
چه تعبیر به جا و مناسبی در مورد تیبا به کار بردی. واقعاً انگار داره گریه می کنه و کلاً تیپ ضایعی داره. البته درباره ی تیبا 2 نظر افشین جان به من نزدیک تره با این توضیح که به نظر من فقط کمی از زشتی طرح تیبا 1 رو در این مدل 2 کاهش داده اند! نه این که مدل دو زیباتر از قبلی باشه! 
به داوری بنده، در بین محصولات سایپا، سیمرغ حلبی زشت ترین خودرو بعد از تیبایان 1 و 2 تعلّق می گیرد به تندر 90، البته ضمن تقدیر از قشقایی! و در بین محصولات ایران خودرو هم دیپلم افتخار زشت ترین ها را باید به طور مشترک به رانا و 206 SD تقدیم کرد!
انصافاً گلی به گوشه جمال اون بنده خدا مشهدیه که از روی چند تا عکس همچین شاهکاری درست کرده. 

یک سناریو الآن به ذهنم آمد:

همسر طراح تیبا (در حالی که برگه‌ای را به دست شوهرش می دهد): عزیزم یه طرح کشیدم برای این ماشینی که می‌خوای طراحی کنی. ببین چطوره؟
طراح تیبا (با کمی منّ و منّ): ببین خوبه ولی انگاری ماشین داره گریه می‌کنه
همسر طراح تیبا: یعنی می‌گی من استعداد طراحی ماشین ندارم؟ اصلا تقصیر خودمه که ذوق و استعداد خودم رو پای تو هدر می‌دم. این از حسودیته روت نمیشه که بگی طرح من از مال تو بهتره. همش مردا می‌خوان تو سر زنا بزنن و حقوقشون رو پایمال کنن و نزارن استعدادشون شکوفا بشه. تو اندازه اقدس خانم همسایمون هم سرت نمیشه. دیروز که یه کاسه آش براش بردم وقتی تزئین روش رو دید اینقدر خوشش اومد که به من گفت هیچ‌کس به ذوق و سلیقه من تا الآن ندیده.
طراح تیبا: عزیزم مرو ببخش آخه اول از زاویه درست ندیدم الآن که نگاه می‌کنم به نظرم می‌رسه که ماشین داره می‌خنده، فقط حالت سپر و جلوپنجره جوری بود که اونطوری القا می‌کرد.
همسر طراح تیبا: من همش می‌گم که تو با دقت نگاه نمی‌کنی و سریع نظر می‌دی.
طراح تیبا: حق با توئه. همین رو به عنوان طرح اصلی می‌دم به شرکت. راستی قراره دو ماه بعد شرکت بی‌ام‌و یک مسابقه برای طراحی سری جدید x بزاره می‌گم توش شرکت کن. برنده رو هم استخدام می‌کنن.
همسر طراح سایپا: واقعا؟! پس تو چند تا طرح بکش من یکیش رو انتخاب می‌کنم می‌فرستم.


از فشن عزیز می خواهم این سناریو را پیش خودش نگاه دارد نمی خواهم خاطری مکدر شود به هر حال این یک وبلاگ خصوصی است.
سپاس مجیجان از تعبیر جالب کمتر شدن زشتی بجای افزودن به زیبایی! به نظرم جلوی تیبا 2 تغییر چندانی نسبت به تیبا 1 نکرده است پشت تیبا 1 را هم زیباتر می‌دانم مخصوصا از باب چراغهای ضایع تیبا 2.
البته فکر نمی‌کنم ماشین‌های دیگری که گفتی کار طراحان سایپا باشد. به همین جهت نامی از آنها نیاوردم. ایران‌خودرو هم عملا به طراحی نمی‌پردازد فقط قطعات برخی را بر برخی دیگر سوار می‌کند.
خدا را شکر که نام مینیاتور را از این ماشین برداشتند حیف آن هنر ایرانی بود.
گفتم یک سناریو هم برای طراحی تیبا 2 بنویسم و تقدیم کنم:

طراح تیبای 2 در خانه نشسته است و دارد روی طرح تیبا 2 کار می‌کند که ناگهان با صدای بلندی از جا می‌پرد. بلند می‌شود و از پنجره به خیابان نگاه می کند ولی هیچ تصادفی در کار نیست. چند دقیقه بعد صدای باز شدن در خانه می‌آید.
طراح تیبا 2: عزیزم از خرید برگشتی؟
همسر طراح تیبا 2: آره عزیزم
همسر طراح تیبا 2 وارد آشپزخانه می‌شود و با یک استکان نسکافه بر می‌گردد.
همسر طراح تیبا 2: عزیزم خیلی خسته شدی بیا این نسکافه رو بخور
طراح تیبا 2: ممنون دستت درد نکنه
همسر طراح تیبا 2: عزیزم می‌گم می‌خوای امشب بریم خونه مادرت
طراح تیبا 2 (در حالی که تعجب کرده است): باشه یکی دو ساعت رو این طرح کار می‌کنم بعدش می‌ریم.
همسر طراح تیبا 2 بعد از چند دقیقه: عزیزم نمی‌خوای گوشیت رو عوض کنی یکی از این گوشی گرونا بگیری. خیلی وقته این 1100 رو داری.
طراح تیبا 2: چی شده مهربون شدی
ناگهان چیزی در ذهن طراح تیبا 2 جرقه می‌زند
طراح تیبا 2: نکنه زدی تیبامون رو داغون کردی
همسر طراح تیبا 2: داغون کردم که کردم فدای سرم. تازه داغون هم نشد فقط وقتی می‌خواستم تو پارکینگ پارکش کنم از عقب زدم به دیوار. 
طراح تیبا 2: پس بگو این صدا از کجا بود.
همسر طراح تیبا 2: حالا بجای اینکه بپرسی من چیزیم نشده باشه غصه ماشین رو می خوری؟ همه زندگی شما مردا شده پول. عشق و عاطفه که سرتون نمیشه. مگه تو که هفته قبل که رفتی روی سپر عقب خط انداختی من چیزی گفتم؟
طراح تیبا 2:  کم نه
طراح تیبا 2 سریع سوار آسانسور می‌شود و به همراه همسرش به پارکینگ می‌رود
طراح تیبا 2 با دیدن ماشین: ای وای! تو مگه با چه سرعتی داشتی عقب می‌رفتی؟ صندوق عقب جمع شده چسبیده به صندلی. چراغ رو نگاه مثل چشم وزغ شده. تازه از اون هم بدتر اینکه بیمه بدنه هم نیستیم. بیچاره شدیم.
همسر طراح تیبا 2: تو مگه نمی‌خواستی یه طرح به شرکت بدی. خوب از همین عکس بگیر به اسم هاچ‌بک قالب کن.
طراح تیبا 2: بد هم نمی‌گی. گوشیتو بده چند تا عکس از ماشین بگیرم بعد تو نرم‌افزار یه کمی صاف و صوفش می‌کنم میدم شرکت.
همسر طراح تیبا 2: ببین این تصادف مایه خیر شد. کارت رو هم کلی جلو انداخت. تازه همه کار هم که با گوشی من می کنی. هم باهاش بازی می‌کنی. هم عکس می‌گیری. دیگه گوشی نو می‌خوای چی کار کنی؟
طراح تیبا 2: من که چیزی نگفتم خودت گفتی. الآن می‌رم عکس رو می‌ریزم تو کامپیوتر. از خونه مادرم که برگشتم روش کار می کنم.
همسر طراح تیبا 2: تو اصلا درکم نمی کنی. من با کلّی خستگی از بیرون اومدم. اونوقت توقع داری خونه مادرت هم بریم. نه که خیلی هم مرو تحویل می‌گیرن.
طراح تیبا 2: تو که خودت پیشنهاد کرده بودی
همسر طراح تیبا 2: خب پیشنهاد کرده باشم. اون لحظه یه کم استرس داشتم نفهمیدم چی گفتم. راستی برای شام چی آماده کردی؟   
فشن جان یادم رفت بگم که هر دوی این سناریوها فقط پیش خودت باقی بمونه 
ممنون
این سناریوی تیبا 2 فوق‌العاده بامزه بود. دمت گرم. این رباعی به افتخار طنّازی دل نشینت تقدیم تو باد: 

حقّاً که حکیم طبع والا داری
در طنزنویسی ید طولا داری
در فن نگارش و بیان، بس قلمی
برّنده تر از امیل زولا داری
طنّازی و راه حلّ معضل داری
چاپلینی و چهرۀ مبدّل داری
شاگرد توام به طنزْ مشتی، ید من
طولاست اگر تو رِجْلِ اطول داری
دکی جون باهات موافقم. فکر کنم یه بار بهت گفتم که به طور اتفاقی با یکی از کارشناسان مدیریت تحقیقات شرکت صحبت کردم. بهش گفتم واقعا اینهمه نابغه را از کجا گیر آوردین که ماشینی به این ظرافت تولید کردین؟!!!
می گفت والله اینایی که اینجا هستن پر از ادعا هستن. البته من فکر کنم چون شرکت یه کم دور از شهره و دسترسیش کمه دچار قحط الرجالی شده و همون طور که دوکی گفته طراح تیبا به خاطر ترس از همسرش نقاشی پیت حلبی اونو به سرکت قالب کرد
بعدا نگی سر نزدی و روزه ات باطل تمیشه و کذا و کذا ...
آمدم نبودی رفتم...
والا من دیروز کامنتت رو دیدم ولی از بس یخ بود تا امروز تو شوک بودم به همین دلیل جوابت رو ندادم
کامنتهای تو مثل این می‌مونه که یکی جوک ملانصر الدین بگه و طرف مقابل بگه احسنت! احسنت!
مشتی هر روز سر بزن
اگر مراجعه باشه آپدیت می‌کنم
با ما به از این باش دکی جون
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی