خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

چت با یک دوست

چهارشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۴، ۰۳:۲۷ ب.ظ

در زمانی که از آجر دور بودم، از طنز فاصله نگرفتم. گاه‌گاه شعرهای طنزی هم برای دوستان فرستاده‌ام از جمله برای مجید عزیز که البته او هنوز فرصت نکرده است تا آن را در آجر منتشر کند.

جدای از این برای دوستان دیگری هم در شبکه‌های اجتماعی به تناسب شعر طنز می‌فرستادم. البته همانطور که می‌دانید طنزهای من غالبا طنزِ در موقعیت هستند و از این رو بیرون از آن موقعیت یا شخص، طعم طنز خود را از دست می دهند. با این حال تصمیم دارم برخی از آن اشعار را استخراج کرده و در اینجا منتشر کنم.

یکی از موقعیت‌هایی که مکررا برای من در این مدت پیش آمد این بود که دوستی، برای من شعرهایی از شعرای دیگر می‌فرستاد و من غالبا بیتی و گاه ابیاتی به عنوان استدبار و به لحن طنز در جواب آن شعر می‌فرستادم. چند نمونه از آن را به همراه بخشی از شعر اصلی در اینجا می‌آورم. البته لازم به ذکر است که شعرها به سرعت و در جریانِ چت گفته می‌شدند بنابراین کیفیت لازم را ندارند. با این حال نخواستم اصلاح کنم. هم اینکه حوصله این کار را ندارم و هم به دلیل خارج نشدن از فضای بداهه‌گویی چتی:

اصل:

تفاهم شد سرانجامِ تمام حرف و صحبت‌ها

چرا تحریم لب‌های تو بر لب‌های من باقی‌ست؟

(محسن اولاد)

من:

شتر در خواب ببیند پنبه دانه، اینکه از این پس

زمانِ عشق و حال و بزم یار و مطرب و ساقی است

نه بلکه عکس این خواهد شد و تحریم ها بدتر

که اکنون نوبت سیر و سلوک راه اشراقی است

اصل:

آغوش من به نام تو باشد...گناه نیست

در اختیار تام تو باشد... گناه نیست

.......

امشب برای خال لبت، فکر چاره باش

پرواز سمت دام تو باشد... گناه نیست

(شاعرش را دوستم معرفی نکرد)

من:

مشتی گناه باشد اگر خامِ کس شوی

اما اگر که خامِ تو باشد.... گناه نیست

اصل: 

شبیه بوسه‌ای هستم مردد بین دین و دل

حلال مذهب عشقم! حرام شرع اسلامم

(سید علی رکن الدین)

من:

بسان زهر شیرینی، دهم لذت، بگیرم جان

تو تنها دانه می‌بینی، نمی‌بینی که من دامم


چند شعر طولاتی‌تر هم برای ایشان گفته‌ام که می‌آورم:

شعر اول:

ندارد هیچ کس سودای بنده

ولو از بهر تفریحات و خنده

محاسن می کند میل سپیدی

شده مو کمتر از آنچه که دیدی

شدم شیخی برای خویش حالا

به زحمت می روم از پله بالا

تو اما در عوض رو فرم هستی

کمر از بهر دل بردن ببستی

برو پرده بیفکن از کمالت

که تا گردد هزاران داف مالت


شعر دوم در جواب شعری است که او برای من فرستاده بود و چندان جالب نبود:

بوَد شعر تو گاه ای دوست عالی

و گاهی هم نباشد هیچ مالی

ولی چون قصد ما لبخند یار است

چه غم گر گاه گل یا گاه خار است

جوانی معنی‌اش ای جان همین است

که دل‌ها زنده باشد. غیر این است؟

اگر چه موی من رو به سپیدی است

ولی شادی و شورم آنچه دیدی است


و این هم در جواب تعارفی که نهایتا به یک مدح منجر شد و البته طبق معمول پر از اغراق است:

مگو این حرف را، باید ببالم

که مثل تو نباشد کس در عالم

چگونه پر کشم تا آسمانها

بدون تو؟ تو هستی پرّ و بالم

به ذوق شکلکِ تو شعر گویم

بدون استیکرهای تو لالم

چتِ با تو دهد حس جوانی

وگرنه هست بالا سنّ و سالم

نه دلبر خواهم و نه یار و معشوق

که هستی دوست نیکوخصالم

جمال دختران هرگز نیرزد

به پیش این وحید با کمالم (نام دوست بنده)

بمان با من که با تو زنده هستم

اگر ترکم کنی باشد زوالم


البته ایشان دوست قدیم بنده هستند و سابقه مودت طولانی است. 


  • ۹۴/۰۴/۲۴

نظرات (۴)

احساس می کنم که قوت طنزت در با آجریان بودن بسیار بالاتر و کلامت شیرین تر است. اگر چه به گفته خودت با وحید سابقه دوستی و مودت دیرین داری و لیکن شکرکلامی ات در همدلی با آجریان بهتر پراکنده ای. 
با این حال مثل همیشه سرشار از طنز و خلاقیت و عسل هستی ای عسل جان 
فقط این بیت شعرت خیلی مورد داره دکتر جان!!! گرچه فکر من کمی در این بیت رو به بیماری نهاده ...

شتی گناه باشد اگر خامِ کس شوی

اما اگر که خامِ تو باشد.... گناه نیست

یکی از دلایل افت لحن طنز همین خروج از موقعیت است ولی در هر حال قطعا فضای طنز در آجر قویتر است 
ممنون که زودتر از مجی آمدی این یکی از دفعات نادر بود
در آن بیت مشکلی ندیدم توصیه‌ای بود عقلانی و بجا
شرمنده بابت تاخیر. دو روز آخر ماه مبارک رو به عید فطر وصل کردیم و طبق معمول این سال‌ها در سفر هستم و آمده ایم اصفهان. 
ممنون که این مشاعره ی دوستانه را با ما به اشتراک گذاشتی. با وجود این که به گفته ی خودت این طور طنزها در موقعیت معنای طنزآمیز خود را دارند و ما از آن زمینه بی اطلاع بوده ایم ولی باز هم برای من با مزه و با حال بودند و کیفیت طنزشان به جا مانده بود. اشعار خودت هم که با وجود سرعت در سرودن مثل همیشه قوی و زیبا بودند. ممنون.
در اولین فرصت بعد از سفر مشاعراتمان را می گذارم. 
محض یادآوری و درخواست مجدد، تقاضای گذاشتن یادداشت آماده ات را راجع به مجموعه ی پایتخت دارم. 
پیشاپیش عیدتان مبارک 

سپاس مجیجان از اظهار لطفت
منتظر پست پایتخت هم باش
البته امیدوارم نوشته قبلی را پیدا کنم وگرنه این انتظار شاید کمی به طول بینجامد
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی