یک چت دیگر
دوستی دارم اهل سینما که غالبا در فضای مجازی با او در ارتباطم. چند روز پیش به طنز به او پیشنهاد کردم که از ظرفیتهای موجود در عرصه فیلم عروسی استفاده کند، به این صورت که من شعری عاشقانه بگویم که نام نامزد داماد در آن باشد و به یکی از دوستان که صدای خوبی دارد بگوییم که آن را با آواز بخواند. نهایتا آن را با موسیقیای که داماد انتخاب میکند تلفیق میکنیم و از این جا به بعد کار او شروع میشود فیلمی از داماد با سناریوی تعیینشده و لبخوانی داماد مر آن شعر را
خود من هم یک سناریو پیشنهاد کردم:
پسره کنار دریا نشسته و داره عکس دختره رو نگاه میکنه و آوازی رو میخونه که توش اسم خود دختره هست و از عشقش به اون میگه بعد پشت اون عکس مینویسه از صمیم قلب دوست دارم و ناگهان قطره اشکی که شعاع خورشید از توش داره منعکس میشه از چشم میاد و رو صورتش میلغزه و دوربین از نمای بسته حرکت این قطره اشک رو دنبال میکنه تا چکیدنش روی اون عکس. بعد اون عکس رو لوله میکنه میذاره توی بطری و اون رو به دریا میسپاره و در پایان کلیپ ما شاهد دور شدن اون عکس از ساحل به سمت خورشیدی هستیم که داره غروب میکنه
به این صحنه هم فکر کن که تو مسیری که پسره به سمت دریا میره هی دخترای خوشگل و ترگل ورگل از کنارش رد میشن ولی اون فقط خیره به اون عکسه هست و کس دیگهای رو نمیبینه
بعد دوربین مستقیم زوم میکنه تو چشمش و ناگهان ما از دریچه چشم اون به اطراف نگاه می کنیم و میبینیم که جز تصویر معشوقش همه تصویرهای دیگه تار هستند
این صحنه فکر کنم باعث مرگ معشوقش از شدت شعف بشه
- ۹۴/۰۴/۲۸