سوال
يكشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۰، ۱۱:۵۰ ق.ظ
- و هرآنچه در شهر [اریحا] بود از مرد و زن و جوان و پیر و حتی گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشیر هلاک کردند.
- و هرکه آن چیز حرام نزد او یافت شود، با هر چه دارد به آتش سوخته شود، زیرا که عهد خداوند تجاوز نموده، قباحتی در میان اسرائیل به عمل آورده است... و یوشع و تمامی بنی اسرائیل با وی، عخان پسر زارح و نقره و ردا و شمش طلا[یی که از اریحا غنیمت گرفته و به خدا اهدا نکرده بود] و پسرانش و دخترانش و گاوانش و حمارانش و گوسفندانش و خیمهاش و تمامی مایملکش را گرفته، آنها را به وادی عخور بردند... و یوشع گفت: برای چه ما را مضطرب ساختی؟ خداوند امروز تو را مضطرب خواهد ساخت. پس تمامی اسرائیل او را سنگسار کردند و آنها را به آتش سوزانیدند و ایشان را به سنگها سنگسار کردند.
-و واقع شد که چون اسرائیل از کشتن همة ساکنان عای در صحرا و در بیابانی که ایشان را در آن تعاقب می نمودند فارغ شدند، و همة آنها از دم شمشیر افتاده، هلاک گشتند، تمامی اسرائیل به عای برگشته، آن را به دم شمشیر کشتند. و همة آنانی که در آن روز از مرد و زن افتادند دوازده هزارنفر بودند یعنی تمامی مردمان عای.
اینهایی که خواندید از کتاب یوشع بود؛ ششمین کتاب عهد عتیق (تورات) و این قتلعامها همگی به فرمان خدای آنان (یهوه) بود. اکنون یک یهودی و یا مسیحیِ معتقد به عهد قدیم با این متنها چه میکند؟ آیا خداوند چنین موجودی است و چنین دستوراتی میدهد؟
و اگر اینگونه است آیا خطا خواهد بود اگر بندگانش به تأسی از این فرامین دوباره این کارها را انجام دهند البته روشن است که یوشع در این کتاب به فرمان مستقیم خداوند این کار را انجام داده و بنابراین نمیتوان نتیجه گرفت که انسانها سرِ خود میتوانند این کارها را انجام دهند اما آیا حتی اگر این را بپذیریم نتیجه این نخواهد بود که تنها با فرمان مستقیمِ خداوند میتوان جنایت کرد؟
حقیقتا برای کسانی که به اصالتِ این متون باور و به آن اعتقاد دارند چه جایی برای اخلاق و وجدان باقی میماند؟
آیا میتوان این متون را بوسید و بر روی چشم نهاد؟
و آیا وجود این نوع متون سبب ترویج خشونت و تضعیف وجدان افراد در برابر رنجهای دیگران نخواهد شد؟
- و هرکه آن چیز حرام نزد او یافت شود، با هر چه دارد به آتش سوخته شود، زیرا که عهد خداوند تجاوز نموده، قباحتی در میان اسرائیل به عمل آورده است... و یوشع و تمامی بنی اسرائیل با وی، عخان پسر زارح و نقره و ردا و شمش طلا[یی که از اریحا غنیمت گرفته و به خدا اهدا نکرده بود] و پسرانش و دخترانش و گاوانش و حمارانش و گوسفندانش و خیمهاش و تمامی مایملکش را گرفته، آنها را به وادی عخور بردند... و یوشع گفت: برای چه ما را مضطرب ساختی؟ خداوند امروز تو را مضطرب خواهد ساخت. پس تمامی اسرائیل او را سنگسار کردند و آنها را به آتش سوزانیدند و ایشان را به سنگها سنگسار کردند.
-و واقع شد که چون اسرائیل از کشتن همة ساکنان عای در صحرا و در بیابانی که ایشان را در آن تعاقب می نمودند فارغ شدند، و همة آنها از دم شمشیر افتاده، هلاک گشتند، تمامی اسرائیل به عای برگشته، آن را به دم شمشیر کشتند. و همة آنانی که در آن روز از مرد و زن افتادند دوازده هزارنفر بودند یعنی تمامی مردمان عای.
اینهایی که خواندید از کتاب یوشع بود؛ ششمین کتاب عهد عتیق (تورات) و این قتلعامها همگی به فرمان خدای آنان (یهوه) بود. اکنون یک یهودی و یا مسیحیِ معتقد به عهد قدیم با این متنها چه میکند؟ آیا خداوند چنین موجودی است و چنین دستوراتی میدهد؟
و اگر اینگونه است آیا خطا خواهد بود اگر بندگانش به تأسی از این فرامین دوباره این کارها را انجام دهند البته روشن است که یوشع در این کتاب به فرمان مستقیم خداوند این کار را انجام داده و بنابراین نمیتوان نتیجه گرفت که انسانها سرِ خود میتوانند این کارها را انجام دهند اما آیا حتی اگر این را بپذیریم نتیجه این نخواهد بود که تنها با فرمان مستقیمِ خداوند میتوان جنایت کرد؟
حقیقتا برای کسانی که به اصالتِ این متون باور و به آن اعتقاد دارند چه جایی برای اخلاق و وجدان باقی میماند؟
آیا میتوان این متون را بوسید و بر روی چشم نهاد؟
و آیا وجود این نوع متون سبب ترویج خشونت و تضعیف وجدان افراد در برابر رنجهای دیگران نخواهد شد؟
- ۷ نظر
- ۳۰ بهمن ۹۰ ، ۱۱:۵۰