پرسپولیس علی دایی در 6 دیدار گذشته هیچ نشانی از پرسپولیس
بزرگ نداشت. چرا پرسپولیس علی رغم هزینه های گزاف و خرید بازیکنان گرانقیمت
نتوانسته رضایت حداقلی هواداران و فوتبالدوستان را جلب کند؟ برای پاسخ به این سوال
باید چند عامل اصلی را مدنظر قرار داد:
کادر فنی- هیچ کس شک ندارد که علی دایی یکی از برترین
بازیکنان تاریخ فوتبال ایران و بلکه به لحاظ آماری بهترین بازیکن فوتبال تاریخ
ایران است و بسیاری از مردم جهان فوتبال ایران را به نام علی دایی می شناسند. علی
دایی بازیکنی با اراده و سخت کوش بوده و شم گلزنی بالایی داشت. مرور تاریخ فوتبال جهان نشان می دهد که مردانی
از نوع علی دایی با کلکسیونی از افتخارات هستند که بر تارک فوتبال دنیا می درخشند:
فرانس پوشکاش، دیه گو مارادونا، میشل پلاتینی، پله، روبرتو باجو، رونالدو، ریوالدو
و .... هر چند هر کدام با استیل و سبک خاصی فوتبال بازی می کردند اما هیچ گاه
مربیان خوبی نبوده اند. به نظر می رسد علی رغم تمام تجربیات بین المللی، علی دایی
فقط بازیکن بزرگی بوده است. علی دایی منهای توفیق در سال اول حضور در تیم سایپا،
دیگر موفقیت چندانی ندارد. این موفقیت نه به لحاظ نتیجه که به لحاظ سبک بازی
تیمهای علی دایی است. گرچه دایی با پرسپولیس قهرمان جام حذفی شد اما هوادران و
علاقمندان به فوتبال هم می دانند که آن تیم قهرمان هم بازی تاکتیکی و تماشاگرپسندی
از خود ارائه نمیکرد. تیمهای علی دایی معمولا فوتبال سرد و بی روحی دارند و فقدان
قدرت تاکتیکی هستند. علی دایی از لحاظ شخصیتی بسیار عصبی، زودرنج و دمدمی مزاج است
و با کوچکترین اعتراضی از جانب منتقدین برآشفته می شود. کمترین فشار روانی را نمی
تواند تحمل کند و به نام رک گویی و صریح الهجه بودن همه را به باد انتقاد می گیرد
و هر گاه کسی از او انتقاد کند با الفاظی تحقیرآمیز دیگران را مورد حمله قرار می
دهد. علی دایی معمولا جنگهای کنار زمین را برنده است و تاکتیک های خارج از مستطیل
سبزش کارآمدتر است. در 6 بازی گذشته تیم دایی برنامه تاکتیکی مشخصی برای نزدیک شدن
به دروازه حریفان نداشت. حداقل فرصتها ایجاد شد و مهاجمان پرسپولیس در معدود
مواردی در موقعیت گلزنی قرار گرفتند. علی دایی نمی تواند برای انتخاب بازیکن از
کسی انتقاد کند. او بازیکنان مورد نظر خودش را انتخاب کرد و الحق جوانان شایسته ای
هستند اما چرا این بازیکنان قادر نیستند ظرفیتهای خود را نشان دهند؟ بی شک توان تاکتیکی
عامل تعیین کننده در بالفعل شده ظرفیت بالقوه بازیکنان است.
از سوی دیگر، علی دایی مسئول مستقیم یارگیری است. نگاهی به
بازیکنان پرسپولیس نشان می دهد که خط میانی پرسپولیس فاقد خلاقیت است. تنها بازیکن
خلاق پرسپولیس در خط میانی محمد نوری پرنوسان است. نوری انقدر فراز و نشیب دارد که
در یک بازی فوق ستاره و در بازی دیگر در حد نام پرسپولیس نیست. از طرفی توان بدنی
نوری پاسخگوی بازی نود دقیقه ای نیست. پرسپولیس نیازمند هافبک خلاق با توان بدنی
بالا و کم نوسانی است که خط میانی را فرماندهی کند. بازیکنی چون محرم نویدکیا یا
مجتبی جباری. علی دایی اگر شناخت درستی از کیفیت و توانایی های محمد نوری داشت
تمام پرسپولیس را به نوری واگذار نمیکرد. علی کریمی همان مهره گمشده پرسپولیس است
که قربانی لجبازی علی دایی شد. هر چند کریمی پا به سن گذاشته است اما میتوانست با
همکاری نوری جور خط میانی فاقد خلاقیت پرسپولیس را بکشد.
در خط دفاع پرسپولیس بازیکنان خو ب و صاحب نامی دارد. جلال حسنی
و محسن بنگر مدافعان خوبی هستند اما علی دایی نمیتواند به خوبی از انها بازی
بگیرد و این دو هر چند در کار دفاع قوی هستند اما در حمله بسیار ضعیف هستند و بیشتر
از پاسهای کم اثر در زمین خودی و پاسهای بلند بی هدف در زمین حریف استفاده می
کنند. بازی هدفمند و بازیسازی چیزی است که مربی باید به بازیکن دیکته کند. بازی
بنگر در سپاهان وقدرت هجومی او را با بنگر پرسپولیس مقایسه کنید این تفاوت را به
خوبی نشان می دهد. گرچه جلال حسینی به صورت غریزی بازی می کند و هنوز مربیانی که
با او کارمی کنند حتی در تیم ملی نتوانستند ضعف او در عدم بازیسازی را برطرف کنند.
ضعف مفرط ماهینی در صحنه گل تیم نفت و در بازیهای گذشته به چشم علی دایی نیامد تا
چشمش را به روی بازیکن جوانی چون خانزاده باز کند. در سمت چپ پولادی مصدوم است و
حسینی بازیکنی است که او هم از پاسهای بلند بی هدف زیاد استفاده می کند و ریسک
پاسهای او بسیار بالاست و به ندرت به مهاجم هدف می رسد. در این بازیها هرگز
نتوانست دفاع حریف را دور بزند و سانتر کند. قاسم دهنوی با سر و صدای زیا دو با
مبلغی حدود یک میلیارد به پرسپولیس امد اما این بازیکن در بازیهای اخیر نشان داد
که فاقد اعتماد بنفس کافی است و هنوز نتواسته قدرت پاهای خود را به کنترل ذهنش در
بیاورد. گاهی انقدر به توپ ضربه می زند که از زمین خارج می شود و گاهی انقدر آرام
که به بازیکن کنار دستش هم نمی رسد. هوش این بازیکن چندان بالا نیست و بازی او تحت
تاثیر قدرت بدنی اوست. علی دایی اگر این نقیصه را دیده بود باید در این شش هفته
دهنوی را برای کسب اعتماد بنفس و کنترل قدرت پاهایش اماده می کرد.
در خط حمله هنوز توپی به سیدصالحی نرسید تا عیارش مشخص شود.
او مهاجم گلزنی است اما به شرطی که تغذیه شود. غلامرضا رضایی تمام انرژی بی پایانش
را صرف چرخیدن دور خودش و دویدنهای بی هدف در کناره زمین می کند و نه سانترهای
موفقی دارد و نه تا کنون توانسته به قلب دفاع حریف بزند و موقعیت سازی کند. ضمن
اینکه هرگز گلزن خوبی نبوده است. در این بین تنها امید عالیشاه جوان و صادقیان
توانسته خودی نشان دهند که با یک یا دوگل بهار نمیشه.
در واقع پرسپولیس بیش از همه به خاطرانتخاب مربی و پس از آن انتخاب بازیکنانش اکنون
تحت فشار هواداران و رسانه ها است. از علی دایی نباید انتظار فوتبالی بهتر از این
داشت. سبک بازی تیمهای علی دایی همین است. و انتخابهای او هم تحت تاثیر توان فنی و
شخصیت اوست. هوادران پر سپولیس امسال هم باید در انتظار روزهای سخت تر از این
باشند. بازیکن بی غیرت نیست. بازیکن فضا و تاکتیک مناسب برای خودنمایی می خواهد و
این چیزی نیست که خود بازیکن ایجاد کند. ایجاد این شرایط به قبل از مسابقه و در
تمرینات برمی گردد. پرسپولیس نیاز دارد که علی دایی رفیق گرایی و خانواده گرایی را
کنار بگذارد و مربیان با شناسنامه و صاحب نظر را در کنار خود داشته باشد تا
در تمرینات تیم را بسازد. علی دایی با
سابقه ای که دارد می تواند بر بازیکنان خود تاثیر بگذارد به شرطی که از نسخه الکس
فرگوسن استفاده کند. او سرمربی گری کند و مربی گری را به یک دستیار کاربلد کاردان
بسپارد. پرسپولیس جای مربیان و بازیکنان درجه دو نیست. در کنار این موضوع،
پرسپولیس نیازمند یک هافبک خلاق و توانمند برای گره گشایی است. بازیکنی که بتواند
پاس در عمق بدهد، ضربه آزاد بزند، قدرت دریبلینگ داشته باشد و در لحظاتی که بازی
گره می خورد با پاسهای دقیق گره گشایی کند.