زمانی یکی از اعتراضات ما این بود که چرا در جامعه ما به آموزش جسنی توجه نمیشود؟ استدلال ما معمولا مبتنی بر آسیبهایی بود که بر اثر عدم آموزش جسنی در حوزه سلامت یا زندگیِ خانوادگی پدید میآمد اکنون چند سالی است که یکی از روحانیون، شجاعانه وارد این عرصه شده است و به اصطلاح دارد بر اساس تعالیم اسلامی، آموزش جسنی میدهد. قبلا ویدئویی از ایشان دیده بودم که در آن بر آماده بودنِ همسر در هر حال برای تمتع جسنی شوهر پای فشرده بودند. البته این سخن در فضای فقه اسلامی که تمکین را از ستونهای عقد ازدواج و وظیفه زن میداند کاملا طبیعی است. در کتب فقهی هم معمولا زن در هنگام پاکی باید تابع خواست جسنی شوهر باشد مگر در فرض بیماری یا مشقت. بگذریم از اینکه اکنون فضای جامعه مدرن این اسلوب را بر نمیتابد.
بهانه من برای نوشتن این مطلب بحثی است که در اخیرا در فضای مجازی حول ویدئوی دیگری از ایشان به راه افتاده است. ایشان در این ویدئو به بانوان توصیه میکنند تا برای همسرشان از لباسهای محرک استفاده کنند. اجمالا برای آنکه مطلب خیلی مبهم نشود، بگویم که از دامنهای کوتاه چاکدار سخن گفتهاند تا ران معلوم شود و از این قبیل سخنان. ایشان خود بالای پنجاه سال سن دارند و به گفته خودشان، دختری بیست و نه ساله و دو نوه دارند و قصدشان از بیان این سخنان، هوسبازی نیست بلکه اشاعه فرهنگ جسنی صحیح بر اساس تعالیم اسلام است.
من در این پست هرگز در پی ارزش گذاری نیستم و نمیخواهم قضاوتی درباره صحت و سقم سخنان ایشان داشته باشم، اما آنچه مرا این روزها آزار میدهد حجم زیاد توهینهایی است که در فضای مجازی به ایشان میشود که به هیچ وجه قابل دفاع نیست، بلکه من کار ایشان را بسیار تحسینبرانگیز میدانم حتی فارغ از موافقت یا مخالفت با محتوای آن.
ایشان تابوی سخن گفتن درباره این مسائل را در میان قشر مذهبی و سنتی شکستهاند و همین چیز کمی نیست. او کاملا حق دارد بر اساس باورهایش به تبیین این مساله بپردازد باورهایی که مبتنی بر مفاد یک قرارداد اجتماعیاند.
واقعا چرا برخی توقع دارند که همگان بر اساس معیارهای فکری آنها سخن بگویند و تازه ادعای روشنفکری هم دارند. آیا این چیزی غیر از استبداد رأی است؟
وقتی بارها از این صحبت میشود که بیش از نیمی از طلاقها در واقع (هر چند در ظاهر عنوان نشود) بر اثر مشکلات جسنی است چرا طرح راه حلی برای رفع بخشی از این مشکل از جانب یک روحانی، امری خلاف حیا و اخلاق خوانده میشود و گوینده به انواع ناسزاها نواخته میشود.
جالب این است که در غرب، انواع آموزشهای جسنی را تا فیها خالدون در چشم افراد فرو میکنند و ملت کالمیل فی المکحله جریان را میبینند و این کار امری متمدنانه وناشی از عقلانیت قلمداد میشود، اما از این طرف یک بحث کلامی در حد شیوه عشقبازی را ارتجاع شهوتآلود میخوانند؟
واقعا مشکل در کجاست؟
اینکه یک روحانی این آموزش را ارائه میکند؟ من عمیقا باور دارم که مشکل اصلی همین است. اگر کسی با کت و کراوات مینشست و این حرفها را میزد قطعا این بازخوردها را نداشت، مخصوصا اینکه در افواه عوام درباره این قشر جوکهایی هم رایج است.
اینکه به زن یک نگاه جسنی میشود؟ این شاید عامل دوم باشد، اما این واقعا موقعی ایراد خواهد داشت که نگاه به زن صرفا جسنی باشد وگرنه بدیهی است که در زندگی زناشویی نگاه جسنی هم وجود دارد و هدایت کردن این نگاه جسنی و دستورالعمل دادن برای آن کار خطایی محسوب نمیشود. به نظر من عین بیانصافی است اگر ایشان را به نگاه صرفا جسنی به زن متهم کنند. مجموعه برنامههای تلویزیونی ایشان که در مورد خانواده در اسلام بوده است کاملا نشاندهنده نوع نگاه فراگیر ایشان به زن است. این نوع دستورالعملها در فرهنگ غربی هم وجود دارد کیفیتش بماند.
اینکه فاعلیت جسنی زن نادیده گرفته شده است؟ اولا روشن است که رفتار جسنی مرد تهاجمیتر است و زن از لحاظ فیزیولوژیک خاصیت منفعلانهتری دارد و ای بسا حتی از لحاظ عاطفی و روانی هم اینکه خواست جسنی از طرف مرد باشد جذابیت بیشتری برای زن داشته باشد. علاوه بر این اتفاقا این مقدمهچینیهایی که ایشان به زنان توصیه میکنند خود نوعی فاعلیت است.
اینکه رابطه جسنی یکطرفه و به نفع مرد تصویر شده است؟ این خطای کسی است که مباحث جسنی را در تعالیم اسلامی نخوانده باشد و نهایتا از فقه و نظریه تمکین اطلاع داشته باشد، در حالی که فقه تنها بخشی از دین است و به حداقلها میپردازد، وگرنه در احادیث وظایف جسنیِ خاصی را برای مرد هم در نظر گرفتهاند که مخصوصا ناظر به تفاوت زمانی تحریکپذیری و ارضای زن و مرد است. بنابراین سنت دینی نسبت به این مساله بیتوجه نبوده است.
در کل حمله به ایشان در این زمینه را درست نمیدانم و برای دفاع از حق آزادی بیان، لازم دیدم تا کمی حرفهای جیز بزنم. از اینکه ساحت پاک آجر را با این مباحث آلوده کردم و پرده پاکسخنی را دریدم عذرخواهی میکنم.
تا نظر شما چه باشد.