برای تو
این مطلب را همان موقع که مرتض در دکتری قبول شد برایش نوشتم نشد پستش کنم تا امروز
مرتض بر آستان تغییری مهم در زندگی خود ایستاده است بسیاری او را جدیتر خواهند گرفت مخصوصاً کسانی که از قبل او را نمیشناختند و روحیه طنّاز او را ندیدهاند. او پیچیدهترین کس از میان ما چهار تن است و دکترا بر این پیچیدگی خواهد افزود کسی که بیشتر از هر سه ما با مناسبات اجتماعی آشناست آشناییای که شاید از نوع «هر که او هشیارتر پر دردتر باشد» و شاید با نگاهی بدبینانه از نوع «کاشکی او آشنا ناموختی».
او یک معماست (معما آغاز اسامی ما چهار تن نیز هست) و مانند کوه یخی تنها بخشی از خود را به نمایش میگذارد از این رو نزدیکی من به مرتض همواره با نوعی خوف و رجا همراه بوده است چیزی که درباره مجید و افشین رجای محض بوده است.
من انسان سادهدلی هستم و پلیدی عالم بیرون اندک اندک در ذهن من تزریق شده است اما ذهن مرتضی انباشته از این باور است. شاید به غلط اما همیشه پنداشتهام که با وجود همه خوبیهایش، فاقد بنیانی برای آن خوبیهاست و این مرا میترساند. باهوشها برای در اسارت نگاه داشتن فرعون درون خود نیاز به مبانی نظری محکمی دارند چرا که رنجِ نکردنِ برخی کارها آنقدر زیاد و گاه چنان توانفرساست که میدانم توقع زیادی از مرتضی است که نگذارد غریزهاش پی بازی برود.
در عالم معاملات دوستانه من به او مدیونترم و از او بیشتر آموختهام، او مجموعهای از استعدادهای گوناگون را در خود دارد و از برخی چیزها که لذت بردن از آن بزرگی میخواهد لذت میبرد. امید من به لحظاتی از او بود که با شیفتگی از شعری یا موسیقی و آوازی سخن میگفت صدایی که از ته چاه درون او بر میخواست و گاه در همهمه اطراف او محو میشد.
حوزه دوستان او بسیار گسترده است گاهی کسانی که ما سه تن حتی لحظاتی را در کنارشان تاب نخواهیم آورد پذیرفته است این گشادهدستی او در دوستی برای من شگفتآور بوده است .
برای من رنج بردن از بودنِ در حضور کسی تنها معطوف به آسیب رساندن آن فرد به من نیست گاه خودِ آن حضور رنجآور است اگر در کنار صدام بنشینم ولو آنکه او دستی هم بر سرم بکشد رنج خواهم کشید از سلام علیک بسیاری از مردمان نمیتوان امان جست. به این جهت دوستان من انتصابی هستند اما شبکه دوستان او گستردهتر از آن است که انتخابی باشد.
البته قطعاً یک حلقه خاص از دوستان را دارد که مطمئن نیستم جزو آنها باشم. اکنون هم درباره مجید تردید پیدا کردهام شاید او دیگر حوصله من را نداشته باشد و از سماجت من برای نگاه داشتن او در جمع دوستانم خسته شده باشد افشین البته هنوز از من گریزان نشده است.
- ۱۰ نظر
- ۳۰ مهر ۹۱ ، ۱۰:۰۶