نیاز اولیه
- ۱۰ نظر
- ۲۵ آبان ۹۰ ، ۱۴:۱۰
در کنار کارهای تحقیقاتی که برای کارخانهی خودرو کذا انجام میدهم... یک سالی است خرده دستی هم در تدریس برده ام ...موضوعات مورد تدریسم هم درست به مانند ذهنم پریشان و بی ارتباط و مشوش است...جایی روش تحقیق و امار و نرم افزارهای آماری تدریس میکنم..دیگر جا چند موضوع روانشناختی...جایی دیگر زبان و جای دیگر تر نیز ICDL یک جای دیگر هم نظریه های مدیریت ... پول چندانی روی هم ندارد .... ولی بی چیز هم نیست..اینها بهانه بود برای معرفی یک شخصیت.. همیشه روانشناسی و انچه بدان مربوط است را دوست داشته ام تا اینکه در 3 سال گذشته به خصوص از هنگام شروع رساله ام بسیار علاقه مند شده ام به این رشته...زیاد هم می خوانم و تفحص میکنم...به سرم زده بود در این رشته ادامه تحصیل دهم که فعلا از سر بیرون رفته...
اریک برن شخصیت شخیصی ست در روانشناسی..نظریه معروفش نظریه تحلیل رفتار است که بسیار خواندنی و به کاربردنی است ..در یک موسسه اموزش مدیریتی« درس روشهای برقراری ارتباط موثر را با توسل به نظریه های همین آدم تدریس میکنم..نتیجه بسیار رضایت بخش است...شاید کتاب "بازی ها "ی او برایتان اشنا تر باشد... از او غافل نشوید و گر نه از زیانکارانید...
پی نوشت : این روزها بسیار بی اخلاق شده ام ....
قذافی یکی از شخصیتهایی بود که خیلی از او بدم میآمد هم ابله بود و هم جانی هم مستبد. کارهایش مایه خنده بود و آبروی لیبیاییها را میبرد اما مرگش برای من تکاندهنده بود این بیداری اسلامی نبود بیفرهنگی بود
وقتی برای اولین بار دانستم که مختار با جانیان سپاه ابنزیاد چه کرده به دوستانم گفتم رفتار مختار هیچ سنخیتی با اسلام ندارد و محکوم است مثله کردن هیچ انسانی شرعا مجاز نیست تاکید میکنم که هیچ انسانی و نه حتی فقط مسلمانان.
کاری که هند با حمزه کرد جنایت بود کار مختار هم جنایت بود هر چند کسانی که مختار آنها را به وضعی فجیع کشت سزاوار مرگ بودند.
این تفاوت انسان آزاده با کسی است که فقط عقیده دارد
حالا قدافیِ سزاوار مرگ را هم به وضعی فجیع کشتند؛ کتکش زندند چاقو در ماتحتش فرو کردند تیرهایی به سر و شکمش شلیک کردند. او بد مرد.
شاید روشنفکرانهتر این بود که بعد از اسارت به دادگاه میرفت و پرده از جنایاتی بر میداشت و بعد اعدام میشد
شاید مصلحتاندیشانه این بود که کشته شود اما به نحوی دیگر
آنهایی که قذافی را آنطور کشتند به فکر انتقام و تشفی قلب بودند اما آیا این جبران یکمیلیونیم جنایات او میشد؟
واقعیت این است که هیچگاه واقعا نمیتوان اینگونه افراد را مجازات عادلانه کرد و زمان را هم نمیتوان به عقب برگرداند
اینجا فقط آرمانهای ما هستند که ارزشمندند این مجازات بیشتر سمبلیک است تا انجام عدالت.
عدالت چشم در برابر چشم است گوش در برابر گوش و ...
اما برای آنکه صدها چشم در آورده چگونه عدالت اجرا میشود؟
مرگ قذافی تنها در برابر مرگ یکی از کسانی که عامل کشته شدن او بود معنی پیدا میکرد فقط همین
مرگ قذافی یک فرق مهم دیگر هم داشت با دیگر مرگهای فجیعِ سیاستمداران.
مرگ او را دوربینها ثبت کردند و این به حافظه تاریخ سپرده شد. برای اولین بار بطور جدی از خود پرسیدیم آیا باید اینگونه میمرد؟ بعدها که خشم دشمنان او فرو بنشیند نگاه آنها به این اتفاق متفاوت خواهد شد ولی دیگر خیلی دیر است. ارثیهای بد برای بشریت بجا گذاشته شده است و من امید ندارم که این آخرین اتفاق از این دست باشد.
هولناک ترین لحظه در زندگی یک انسان آن هنگام است که در می یابد هیچ راه میانبری وجود ندارد.........
( حضرت مرتض )
ضمنا موقع فرستادن پستها قسمت نظرات را فعال کنید
بزرگترین خریت من تو زندگی این بود که فکر می کردم می تونم دیگه دختـر بازی رو به کل بذارم کنار برم سراغ درس و مشق و فیلسوف بازیو از این جور حرفا.....غافل از این که دختـر بازی خودش ته فلسفیدنه ....اشارات اپیستمولوژیکی که تو دختـربازی هست تو هیچی نیست ....ولی می دونی چیه.... کشف این نکته احتیاج به غنای تئوریک بالا داره ... تو باید چپت پر باشه که بتونی با عینک نظریه شکار کنی لحظه های حضور با یه دختر رو که با کلی عجز و لابه مخشو زدیو کشوندیش یه گوشه ای که از تو دلش نظریه بیرون بکشی! اره داداش من سخته...خلی هم سخته..اینو من نمیگم ..اینو کار کشته های این راه میگن...منتهای مطلب این که این مسئله رو خیلی ها نمیدونن ..خیلی ها یه جوری نگاه میکنن که انگار یا باید فیلسوف بود یا دختر باز...این جور ادما هیچی از فلسفه ملسفه حالیشون نیست... تو وقتی داری دختربازی میکنی در حقیقت فیلسوف نمی شی تو خود فلسفه میشی...مثلا تو همین علیت خودمون ....مثلا علت حضور یه دختر تو خونه ی تو چیه؟.... خوب معلومه دیگه، تو ،...یعنی چی یعنی اینکه تو در این لحظه خودت تبدیل شدی به علت و اون دختر معلوله...یعنی چی؟ یعنی تو علیت رو با وجود خودت مجسم کردی...یعنی تو علیت رو به صورت حضوری به تصویر کشیدی..فیلسوفا فقط حصولی ازش حرف میزنن تو یهو مستقیم رفتی تو خود علیت...حالا نه فقط علیت.... خیلی چیزای دیگه..... تو وقتی تو اون خونه ای و اون یارو هم هست... تو مرجحی هستی که ترجیح حضور اون بنده خدا بدون تو محاله...می فهمی یعنی چی ؟ به والله اگه بفهمی...یامثلا تو میتونی هم پیش دختره باشی هم نباشی؟... نه دیگه نمی شه که.... چون اگه نباشی خوب دختره هم نیست دیگه.... باید باشی که اون باشه....یعنی چی یعنی نقیض بازی در اری دهنت سرویسه ...دختره میره.. نمیتونی دودره بازی در اری فکر کنی که خوب پیچوندمش...نه داداش اینا نقیضه یعنی نشدنیه..دخترا تیزن ..دوزاریشون میافته...خشتکتو میکشن سرت...
کلا میخوام بگم اگه یه دختری رو برداری ببری خونت ته فلسفه ای ..فیلسوفی ... خدای این مسائلی.....یه چیزی هستی که عمرا دکترا مکتراهای فلسفه به گردت هم نمی رسن ...حالیته که....؟