برای انبساط خاطر دوستان به نقل از سایت انتخاب
اول اینکه امیدوارم مج پست قبلی و کامنتهای آخرِ دو پست قبل را فراموش نکند، اگر چه فشنِ عزیز پست جدید ما را به سرعت نابود کرد. اما مطلب قاسمخانی طنز قشنگی بود و مایه انبساط خاطر. از فشن بخاطر پستش ممنونم و بخاطر نابود کردن پست قبلی با این سرعت، ناممنون. لیکن اینجا مسائلی است که باید به آن توجه کرد:
1- اگر حقیقتا رفتنِ آنها صرفا کاری شخصی بوده است، آیا میتوان به آنها در نحوه پوششان ایراد گرفت؟ ظاهرا نه، چون اینها به نمایندگی از ایران در آنجا نیستند. اما از طرف دیگر هر فرد مشهور ایرانی چه بخواهد و چه نخواهد، به نوعی نماینده ایران محسوب میشود چون شناختهشده است. فرض کنید عکس یک بازیگر مشهور ایرانی هنگام اجرای تفاوت فرهنگی در اینجا منتشر شود. آیا میتوان با تمسک به این استدلال که او به هزینه دولت نرفته، هیچ ایرادی به او نگرفت؟ لیلا حاتمی هم بواقع نماینده حکومت ایران نبود لیکن چون به جهت شهرتش نماینده ایرانیان محسوب میشود، رفتارش حساسیتبرانگیز است. در واقع نمایندگی ایران بخاطر شهرت آنهاست چه به هزینه دولت رفته باشند و چه غیر از آن. آنها از شهرت خود در ایران بهرههای فراوانی میبرند که حداقل آنها احترام اجتماعی است، بگذار کمی هم پای لرزش بنشینند. نمیتوان هم خدا را خواست و هم خرما را.
2- آیا واقعا این سفر به هزینه شخصی بوده است؟ آیا کسی دو میلیارد هزینه کرده است که به چند بازیگر خوش بگذرد؟ آیا آنچه به عنوان پروژه یار دوازدهم از مدتها قبل مطرح بوده است و افراد مطرحی مانند همین آقای هاشمی و در آن دخیل بودهاند و همواره صحبت بر سر فرستادنِ آنها برای روحیه دادن به تیم ملی بوده است، یک کار شخصی بوده است؟ من خیلی بعید میدانم کاری در این ابعاد، یک کار شخصی بوده باشد، هر چند دولتی هم نیست. من این کار را یک کار ملّی مینامم. اگر بازیگری خود بلیت خریده بود و به برزیل رفته بود حرفی نبود، اما نه چنین کار گستردهای با چنان تبلیغی!
3- همه ما به اقتضای شغل، موقعیت اجتماعی و حساسیتهایی که در قبال ما وجود دارد، در موقعیتهای مختلف، پوشش خاصی را بر میگزینیم. نه مجی با گرمکن به سفر کاری میرود و نه فشن با شورت به مأموریت. ما حتی در سفرهای شخصیمان هم موقعیت شغلی خودمان را لحاظ میکنیم، حتی با اینکه همه هزینه خود را از جیب مبارک میپردازیم. تازه ما نه شهرت اینها را داریم و نه محبوبیتشان را و نه کسی دوست دارد از ما عکس بیندازد و منتشر کند. همه اینها را بخاطر این ننوشتم تا بگویم با گیر دادن به شلوارکِ مهراب موافقم، ولی پاسخ او را «مخاطبراسادهلوحفرضکردانه» میدانم. اینکه یک آقایی یا مؤسسهای از جیب خود هزینه سفر شخصیِ!!! آنها را به برزیل پرداخته است، از طنز او خندهدارتر است. در واقع علت رفتن آنها و علت گیر دادن به آنها یکی است و جای گله ندارد. آن فرد یا مؤسسه هر انگیزهای که داشته باشد، باز هم این افراد را به علت شهرتشان به برزیل فرستاده است و دقیقا به همین خاطر زیر ذرهبیناند. همان شهرتی که باعث میشود تا میان مردم جلب توجه کنند و قند در دلشان آب شود، همان شهرت دست آنها را در برخی مواقع میبندد. الآن احتمالا برخی ایرانیها در برزیل دارند ترتیب میدهند، لیکن کار آنها یکهزارم آن شلوراک در چشم نیست.
آنها اکنون احتمالا خواهند گفت که شهرت بو میدهند و ای کاش مشهور نبودیم و از این خذعبلات، ولی تمامی حرص آدمیان برای این سهگانه قدرت، ثروت و شهرت است ولو آنکه بعدش ادعای استغنا یا اکراه کنند.
نهایتا من با این گیر دادنها مخالفم و معتقدم آبرو و عزت ایرانیان به چند هنرمند و فوتبالیست بسته نیست و این حساسیتها بیمورد است ولی با نظر به واقعیتهای فعلی جامعه ما این را نوشتم.
- ۵ نظر
- ۲۹ خرداد ۹۳ ، ۰۳:۴۳